تعاریف تربیت‌ بدنی و ورزش در تمدن های اولیه

نظرات سقراط درباره تربیت بدنی

از موعظه کردن منع شده بود، لیکن اغلب او را می دیدند که در میدان های ورزشی بین جوانان گردش کرده و با ‌آنان صحبت می کند. نتیجه می گیریم که بدن های ورزیده از نظر سقراط اهمیت خاصی داشته است. وی زیبایی های عضلات را تمجید نموده است و مهمترین اصل در زندگی را سلامتی دانسته، که از طریق ورزش آن را می توان به دست آورد.

نظرات افلاطون درباره تربیت بدنی

او ورزش را وسیله‌ای برای آماده کردن مردان صالح برای رسیدن به مدینه فاضله می دانست.درباره تربیت‌بدنی می گفت: هر مدرسه باید یک مؤسسه ورزشی و یک محل برای بازی ها داشته باشد، در این مرحله کودک چنان از سلامت و تندرستی برخوردار خواهد شد که پس از آن به‌وجود طبیب احتیاج نخواهد داشت.

تلگرام

Education-and-Sports-elmevarzeshبه عقیده افلاطون افراط در ورزش یا تحصیل، مضرات بی شماری را در بردارد. ورزشکار بی علم خطرناک و عالم غیر ورزشکار، علیل و نحیف می شود. بنابراین بهترین طریقه تعلیم و تربیت آمیخته کردن ورزش و تحصیل است. موفقیت همیشه نصیب کسانی است که قسمتی از اوقات خود را صرف تربیت بدن و قسمت دیگر را صرف تربیت روح می کنند. روحیات این گونه افراد طبعاً قوی تر و فکرشان روشنتر است.

تعاریف تربیت‌بدنی و ورزش در قرون وسطی

در طی این قرون تربیت‌بدنی و ورزش دوران فترت خود را می گذرانید. چرا که عالی ترین مقام شخصیت اجتماعی را کسانی داشتند که در رشته الهیات تحصیل می کردند، و این به ظاهر روحانیون، با تمام قدرت سعی می کردند که پرورش جسم متروک شود.در این قرون تربیت‌بدنی و ورزش کمترین سهم را از دانش و علوم مختلف برد و به طور کلی از برنامه انسان ها کنار ماند.

 علی رغم همه این تفکرات ناصحیح به نام دین، ورزش و تربیت‌بدنی جایگاه خاصی برای طبقات ثروتمند داشته و ورزش و تفریح جزء لاینفکی از زندگی آنان را تشکیل می داده‌است. ورزش های مفرحی چون شنا کردن، سرسره خوردن، اسب دوانی، تمرین با تیر و کمان، کشتی گیری، مشت‌زنی، تنیس و فوتبال در بین آنان رواج داشت.

سر توماس الیوت که در قرن ۱۶ می زیست، درباره تربیت‌بدنی و ورزش در کتاب خود می نویسد: شخصیت هر فردی منوط به میزان توجهی است که در ورزش مصروف می نماید. ورزش بدن را قوی و ورزشکار را زرنگ و با استقامت تربیت می نماید، جوان های ورزیده در حین جنگ و در مواجهه با خطر درمانده و حیران نمی مانند.

از دیگر اندیشمندان این دوران، می توان از ملکاستر نام برد که عقیده داشت نباید تربیت جسم را به یک نفر و تربیت روح را به دست دیگری سپرد، چرا که در این صورت تمام تلاش بر روی تربیت روحی متمرکز می شود و تربیت‌بدنی به کلی فراموش می شود. بصیرت و احاطه حقیقی معلمین و مربیان کودکان وقتی سنجیده می شود که قضاوت خود را در انتخاب نوع ورزش برای افراد مختلف به کار برند.

تعاریف تربیت‌بدنی و ورزش بعد از نوزایش غرب

دیدگاه فلاسفه حسی و تجربی اروپا در قرن هفدهم درباره تربیت بدنی(مانند اگوست کنت، جان لاک و …).تربیت‌بدنی قسمتی از برنامه‌های تربیتی است که در آ‌ن برنامه‌های مناسب  فعالیت های بدنی به کار می رود. با استفاده از امکانات و وسایل خاص، رشد و نمو جسمی، روانی، عقلانی و پرورش شخصیت کودک بستگی کامل به پیشرفت و تکامل انواع فعالیت های بدنی او دارد.

دیدگاه عقلیون درباره تربیت بدنی ( دکارت )

مشخصاتی که این دانشمند از تربیت‌بدنی و ورزش ارائه داده، شامل چهار وظیفه عمده است:

  • رسیدگی و مراقبت از بدن
  •  ایجاد نظم و انضباط
  • معتدل کردن روح زندگی
  •   تزکیه اخلاق

دیدگاه مادیون درباره تربیت بدنی

۱- نظر بورگر دل :مهترین اصل و هدف از عرضه تربیت‌بدنی به‌ طور کلی افزایش بازده نیروی بدنی است.

۲- نظر دکتر لوبوش :تربیت‌بدنی مجموع روش هایی است جهت تبدیل بدن به وسیله مورد اعتماد و تطابق همگامی با محیط های زیست‌شناختی و اجتماعی از طریق پرورش عوامل زیست‌شناختی … این باعث به وجود آمدن کنترل و افزایش مهارت های بدنی ، که یکی از عوامل مهم رفتار و شخصیت آدمی است، می شود.

تعریف تربیت‌بدنی و ورزش در مکتب وحی 

تربیت‌بدنی عبارت‌است از تربیت کل ابعاد وجودی انسان از لحاظ جسمانی، فکری، اجتماعی، عاطفی، اخلاقی و ایمانی بر مبنای توانایی و استعداد و با واسطه قرار دادن بدن. به عبارت دیگر تربیت‌بدنی نوعی تربیت است و بخشی از کل تربیت مکتبی است که جسم را واسطه قرار می دهد ولی غایت و هدف جسم نیست.

در مکتب وحی تربیت بدنی از دو مفهوم تشکیل شده است :

۱- تربیت

۲- بدن

تربیت

تربیت از نظر لغوی از ریشه «رَب» به معنای «خداوند»، «پروردگار» و «صاحب» است این مفهوم با چنین معنایی در فرهنگی که برخاسته از مکتب اسلام باشد اشاره بر «شناختن خداوند به عنوان رب هستی و قبول ربوبیت او پشت کردن به غیر او» دارد. یعنی مربی که مسئولیت تربیت را بر دوش دارد، باید شاگردان را در خلال زمان تربیت چنان رهنمون کند که شاگرد به ربوبیت و پروردگاری خداوند هدایت شود و در کلیه رفتارهای خود از حدود او پیروی کند.

بدن

بدن مفهومی است که به مجموعه اندام ها، بافت ها، اعصاب و مغز آدمی و بالاخره به کلیه اعضای مادی انسان اطلاق می شود. هر چند که به لحاظ فیزیکی، ماده است ولی در مجموعه وجودی مختلطی به نام انسان به کار رفته، این امتزاج او را از سطح سایر مادیات ارتقا داده است و در واقع قداستی خاص یافته است، که حیات او با حیات انسان و رستاخیز او نیز با رستاخیز انسان همراه است و بدون او انسان به کمال وجودی خود (که پذیرش حق است) نخواهد رسید.

منبع: کتاب اصول و مبانی تربیت بدنی دکتر حسن خلجی

به اشتراک بگذارید :
اینستاگرام

مطالب مشابه

شما چه نظری دارید؟ برای ما بنویسید.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *