تاریخچه رشد و تکامل حرکتی

اولین تلاش های جدی در مطالعه  رشد و تکامل حرکتی در کودکان توسط بای لی, آماترودا, گزل و مک گرا انجام گرفت.دانشمندان مذکور علاقه مند بودند تا ارتباط بین رشد حرکتی با سایر موارد مانند دستگاه عصبی, زبان آموزی و تفکر را مورد بررسی قرار دهند. ارتباط واکنش مغز و بدن که قرن ها پیش به وسیله افلاطون و سقراط و درسال های اخیر توسط پیاژه مورد تاکید قرار گرفته بود, در نظریه ناتوانی های حرکتی از دهه ۱۹۶۰ مطرح شد که بیانگر توجه دانشمندان به وجود زمینه های شناختی و ذهنی در رشد حرکتی است.

در دهه ۱۹۳۰ اولین تلاش های پژوهشی را گزل و مک گرا از جنبه بالیدگی یا بلوغ در مطالعه رشد حرکتی انجام دادند.در فاصله بین سال های ۱۹۴۰تا۱۹۷۰, همین گروه از دانشمندان اعتقاد داشتند که رشد حاصل کنش روندهای بیولوژیک است که موجب می شود کودک در یک توالی جسمانی بتواند مهارتهای لازم را برای کسب الگوهای حرکتی پیدا کند. آن ها توانستند مجموعه حرکتی دقیقی را از زمان تولد تا راه رفتن ارائه دهند.

تامپسون (۱۹۳۴) در تحقیقات برای اولین بار از دوقلوها استفاده کرد و پیشینه خوبی را برای بررسی توالی رشد حرکات مختلف فراهم کردعلاقه این دانشمندان به ارتباط بین رشد حرکتی و رشد شناختی موجب شکل گیری تحقیقات جدید وکامل تری شد, ولی این تلاش ها اطلاعاتی را در مورد نحوه یادگیری و توسعه مهارت های حرکتی فراهم نمی کرد . این گروه از دانشمندان به ویژه گزل, زمان دقیق بروز بسیاری از رفتارهای حرکتی را مشخص کردند. این اطلاعات, امکان تشخیص عقب ماندگی های رشدی را فراهم آورد. این نوع از مطالعات سبب شد که آزمون های زیادی برای کودکان تدوین شود..

تا جنگ جهانی دوم, جنبه های مختلف رشد و تکامل حرکتی کمتر مورد توجه قرار گرفت, هر چند ویلد اولین تحقیق را در رفتار پرتاب کودکان دبستانی انجام داد؛ با این حال پس از جنگ جهانی دوم, گرایش جدیدی در مطالعه رشد وتکامل حرکتی پیدا شد. بدین ترتیب افرادی مثل اسپین شید, گلاسو و راریک به توصیف و تحلیل توانایی های اجرایی یا عملکرد کودکان علاقمند شدند. حجم اندک ومحدود پژوهش های آنان در این زمینه نتوانست به معرفی یک رشته تخصصی در دانشگاه منجر شود.البته این مهم در سالهای بعد توسط کلارک ویتال به سرانجام رسید.

تلگرام

در دهه ۱۹۶۰, تحقیقات در زمینه رشد حرکتی به تدریج سرعت گرفت. تلاش های پژوهشی هالورسون, روبرتن, هارپر و ویلیامز بر روی الگوهای حرکتی بنیادی موجب احیا در این زمینه شد. نهایتا, تحقیقات تلن وهمکارانش در سال های۱۹۸۷تا۱۹۹۱ کلارک  و همکارانش در سال های ۱۹۸۸تا۱۹۸۹ و پژوهشگران دیگر به معرفی رویکرد سیستم های پویا در رشد و تکامل حرکتی منجر شد.

به طور خلاصه مسیر پیشرفت رشد و تکامل حرکتی را می توان به سه دوره کاملا مشخص تفکیک کرد در دوره اول (۱۹۳۰تا جنگ جهانی دوم)از دیدگاه بالیدگی رشد و تکامل جسمانی-حرکتی کودکان مورد بررسی قرار می گرفتدر دوره دوم (۱۹۴۶تا۱۹۷۰) دیدگاه هنجاری- توصیفی شامل توصیف وهنجاریابی رشد حرکتی کودکان حاکم بود..

در دوره سوم (۱۹۸۰تاکنون) براساس جهت گیری فرایندمدار تلاش می شود که رشد و رفتار حرکتی در طول زندگی با در نظر گرفتن عوامل وعناصر مختلفی مانند ویژگی های آنتروپومتری, شرایط محیطی عملکرد یا اجرا وعوامل روانی- اجتماعی مورد ارزیابی قرار گیرد.

منبع: sportscience.ir

به اشتراک بگذارید :
اینستاگرام

مطالب مشابه

شما چه نظری دارید؟ برای ما بنویسید.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *