جایگاه ترِبیت‌ بدنی و رابطه آن با علوم

طبقه‌بندی علوم از نظر ارسطو

ارسطو معتقد بوده است که فعالیت انسان یا متوجه شناختن، یا عمل و یا خلق و ابداع است. از این جهت فلسفه هم تقسیم‌می شود به: فلسفه نظری (ریاضیات، فیزیک و ماورالطبیعه)، فلسفه عملی (اخلاق، سیاست مدن و تدبیر منزل)، و فلسفه شعری (خطابه، شعر و جدل).

طبقه‌بندی علوم از نظر ابوعلی سینا

ابوعلی سینا نیز در رساله‌ای به نام «فی اقسام‌العلوم‌العقلیه» حکمت را ابتدا به دو حوزه نظری و عملی تقسیم کرده و سپس حکمت نظری را به علم طبیعی، ریاضی و الهی تقسیم کرده و حکمت عملی را نیز به اخلاق، تدبیر منزل و سیاست مدن تقسیم کرده است .

تلگرام

طبقه‌بندی علوم از نظر آمیر

آمپر در کتابی به نام «فلسفه» علوم را بر حسب موضوع آن ها به دو دسته بزرگ تقسیم کرده است. اول علومی که در آن ها ماده مطالعه می شود که آن ها را علوم جهانی نامیده است. دسته دوم را که موضوع آن ها ذهن است به عنوان علوم عقلی معرفی نموده است، سپس هر دسته را نیز به چهار قسمت تقسیم نموده است. علوم ریاضی، فیزیک، طبیعی و پزشکی را جزء علوم جهانی آورده است. علوم فلسفه، کلام، هنر، علوم نژاد‌شناسی و سیاسی را جزء علوم عقلی محسوب داشته است.

طبقه بندی  کلی علوم

آنچه می توان به عنوان جمع‌بندی از طبقه‌بندی های فوق یا دیگر طبقه‌بندی هایی که توسط دانشمندان انجام شده است ارائه کرد، تقسیم علم به دو قسم اصلی است:

۱- علوم کلی (علوم اولی)

علوم کلی، علومی هستند که پاسخگوی سؤال های کلی بشر درباره جهان هستی اند.علوم اعلی بر سه محور خدا، جهان و انسان استوار است  که در قسمت انسان، به علوم انسانی برمی خوریم. علوم انسانی علومی هستند که در شناخت بعد معنوی انسان، جهت دادن به زندگی او، هدف نهایی زندگی و راه رسیدن به هدف مؤثرند.

۲-  علوم تجربی (علوم وسطی و سفلی)

علوم وسطی در واقع نتیجه مکاشفه قانونمندی های ذهن انسان است. علوم وسطی علوم عقلی محض هستند، علم منطق و علم ریاضی با اینکه کاربردشان هم در علوم تجربی است و هم در علوم اعلی، ولی واقعیت آن ها کشفیاتی هستند که نتیجه تحلیل های عقلانی و ذهنی صرف انسان است.

جایگاه ترِبیت‌ بدنی و ورزش در علوم

تربیت‌بدنی و ورزش چون در رابطه با انسان است، پس جزو علوم انسانی است.

علل قرارگرفتن تربیت‌ بدنی و ورزش در علوم انسانی

در این رابطه به مدارک اسلامی متوسل شویم، مسلماً باید به قرآن و سنت و نظر علمای معاصر رجوع کنیم، تا این موضوع به درستی مورد دقت قرار گیرد.

۱-در قرآن انسان به نیرومندی و آماده کردن نیرو دعوت شده‌است (سوره انفال آیه ۶۰). در مکتب اسلام، قدرت یک ارزش و کمال انسانی است. اسلام انسان ضعیف را دوست ندارد. (ان الله یبغض الضعیف) خداوند از آدم های سست و ناتوان بدش می آید.

۲- در سوره مریم آیه ۱۱۲ (یا یحیی خذالکتاب بقوه) امر شده است که نیرو را در جهت کتاب آسمانی و در جهت هدایت و تزکیه استفاده کنید. همچنین در دعای کمیل می خوانیم «اللهم قو علی خدمتک جوارحی» قوت و قدرت در راه خدمت به خدا مطلوب است. علی (ع) این اسوه و الگوی انسانیت، از خداوند در این راه یاری می طلبد.

به اشتراک بگذارید :
اینستاگرام

مطالب مشابه

شما چه نظری دارید؟ برای ما بنویسید.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *