تقریبا همه علاقهمندان به ورزش، بویژه علاقهمندان به کشتیکج، نام دواین جانسون یا “راک” (لقب ورزشی او) را شنیدهاند اما کمتر کسی از گذشته او آگاه است. دواین جانسون، ورزشکار و هنرپیشه معروفی است که برای رسیدن به موفقیت امروزش مسیر دشواری را طی کرده است. شاید کمتر کسی باور کند که او زمانی یک جوان بی خانمان و بیپول بودهاست. او به ما ثابت میکند که تا زمانی که برای رسیدن به اهدافمان ثابتقدم باشیم و سخت تلاش کنیم، هیچ چیز نمیتواند مانع موفقیتمان شود. اگر شما هم برای رسیدن به اهدافتان سست و ناامید شدهاید و به انگیزه نیاز دارید، در این مقاله از مجله علم ورزش همراه ما باشید تا با گذشته پرفراز و نشیب این ورزشکار بسیار موفق آشنا شوید.
آغاز ناهموار
دواین جانسون در دو مه ۱۹۷۲ (1351 شمسی)، در یک خانواده کشتیگیر حرفهای در شهر هیوارد در ایالت کالیفرنیا متولد شد. پدر او، وید داگلاس بولز مشهور به راکی جانسون، کشتیگیر حرفهای بود. خانواده دواین به دلیل شغل پدرش مدام در سفر بودند. پدر و پدربزرگ دواین کشتیگیر حرفهای بودند و او سنت خانواده خود را تحسین میکرد. اما دواین به مرور زمان پدر خود را کمتر و کمتر میدید. راکی (پدر دواین جانسون) با زنان زیادی رابطه داشت و بیشتر وقت خود را در جاده و سفر میگذراند؛ به همین دلیل زمان زیادی با همسر و پسر خود نمیگذراند.
دوران کودکی دواین در نیوزیلند گذشت. او در مدرسه با سایربچهها دعوا میکرد و پلیس چندین بار او را دستگیر کرده بود. بعد از مدتی بین والدین او تنش و مشاجراتی صورت گرفت. مشکلات مالی همیشه موضوع اصلی بحث و مشاجره آنها بود. در آن زمان آرزوی دواین این بود که خانوادهاش هیچوقت دوباره فقر را تجربه نکنند.
دواین جانسون با توجه به روابط جنسی نامشروع پدرش و تجاوزی که به خود او نسبت دادند ( که البته بعد ها از او رفع اتهام شد)، از محبوبیت برخوردار نبود. والدینی که از هم طلاق گرفتند و زندگی در یک خانه کوچک در هونولولو، باعث شد دواین در سن ۱۴ سالگی دچار افسردگی شود. در آن زمان دواین با مادرش زندگی میکرد و آنها اموال خود، از جمله خانه و ماشین را از دست داده بودند. آنها حتی یک ماشین نیز نداشتند تا در آن زندگی کنند. مادرش از این وضعیت خسته شده بود و شروع به گریه کردن کرد، زمانی که دواین مادرش را در حال گریه کردن دید، احساس درماندگی و بیچارگی کرد. خانواده مادری دواین به آنها به اندازه اجاره یک هفته پول قرض دادند؛ بنابراین آنها توانستند به طور موقت در خانه خود زندگی کنند. در آن شب دواین با خود فکر میکرد که باید چکار کند تا بتواند به اوضاع سر و سامان دهد.
وقتی که دواین جانسون بدنسازی و خلاف را باهم شروع کرد
مردان ایده آلی همچون استالون و شوارتزنگر، الگوی دواین بودند و او با خود میگفت من نیز میتوانم مانند آنها شوم. دواین شروع به بدنسازی کرد. او فکر میکرد اگر شبیه الگوهای خود باشد، میتواند مانند آنها موفق باشد. او آموزش را شروع کرد و مشکلات و احساس درماندگی، انگیزهی او برای سخت تلاش کردن بود. مادر او برای اینکه بتواند از پس مخارج برآید، دستشوییها را تمیز میکرد و دواین به انجام خلافهایی همچون دعوا، جعل چک، دزدی و فروش اموال دزدی گرفتار شد. او خیلی زود به یک گروه دزدی در وایکیکی پیوست که هدف آنها دزدی از گردشگران پولدار، جواهرفروشی و لباسفروشی های گران قیمت بود.
دنبال کردن فوتبال آمریکایی
زمانی که دواین ۱۶ سال داشت، به دلیل رفتار نامناسب مدام از مدرسه اخراج میشد. در نهایت او در مدرسه آزادی در پنسیلوانیا ثبت نام کرد، جایی که هیکل بیش از حد درشتش باعث نشد دانشآموزان به دوستی با او علاقه مند شوند. در واقع دانشآموزان دیگر تصور میکردند که او پلیس مخفی است. یک روز دواین درحالی که از سرویس بهداشتی دبیران استفاده میکرد، به معلم خود که خواستار خروج دواین از سرویس بهداشتی مخصوص دبیران و استفاده از سرویس مخصوص دانشآموزان شده بود بی احترامی کرد. م
علم او چیزی نگفت، اما عصبانی شد. دواین زمانی که به خانه رفت، به خاطر رفتاری که با معلم خود داشت احساس گناه کرد. به همین دلیل صبح روز بعد آن معلم را پیدا کرد و از او عذرخواهی کرد و با او دست داد. معلم او خیلی شگفت زده شد و همانطور که دست دواین را گرفته بود، او را به بازی در تیم فوتبال دعوت کرد. بعدها معلوم شد که آن معلم، جودی کویک، مربی فوتبال بوده است.
دواین خیلی سریع به فوتبال علاقه مند شد و اوضاع برای اولین برای او خوب پیش میرفت. نمرات او بهتر شد و او برای شرکت در دانشگاههای اطراف کشور درخواست میداد. مربی دواین برای او حکم پدر را داشت و آنچنان تاثیری بر دواین گذاشت که او تا به امروز مربی خود را به یاد دارد. او موفق به دریافت بورسیه در دانشگاه میامی برای بازدی در موقعیت مدافع شد و دواین فکر میکرد موفق می شود به لیگ ملی فوتبال (NFL) ورود پیدا کند. اما جراحاتی که در طی بازی به او وارد میشد، مانع موفقیت دواین و در نتیجه افسردگی او شد. معدل دواین در سال اول دانشگاه بسیار پایین بود و او ترک تحصیل کرد.
مربی دواین پس از اینکه دواین بهبود پیدا کرد با او تماس گرفت و از او خواست دوباره درس خود را ادامه دهد. دواین پذیرفت و در نهایت در رشته جرم شناسی فارغ التحصیل شد. دواین برای دنبال کردن رویاها و پیوستن به لیگ ملی فوتبال به کانادا رفت. در سال ۱۹۹۵دواین با لیگ کلگری استمپدر قرارداد امضا کرد. دواین پولی نداشت و با سه بازیکن دیگر در یک آپارتمان دو خوابه زندگی میکرد. غذای آنها نودل و اسپاگتی بود و دواین روی تشکی میخوابید که از خیابان پیدا کرده بود. اما همه این سختیها ارزش این را داشت اگر او با تحمل این شرایط میتوانست به لیگ ملی فوتبال راه پیدا کند.
اما با گذشت زمان مشخص شد که این سختیها ارزش تحمل کردن نداشت. دواین فقط دو فصل در تیم بود و سپس از تیم حذف شد. دواین احساس گمشدگی و تنهایی میکرد و دیگر هیچ چیز برای او ارزش نداشت. او تابحال آنقدر احساس خستگی و درماندگی نکرده بود. دواین با رویاهای نابود شده و هفت دلار در جیب، به چیزی جز زندگی کردن با پدرش در تامپا نمیتوانست فکر کند. آنها در یک خانه کوچک زندگی میکردند، جایی که دواین میتوانست در آنجا پنهان شود و با افسردگی شدید خود دست و پنجه نرم کند. دواین میگوید: “در آن زمان آرزو میکردم ای کاش کسی را داشتم که فقط به من میگفت: نگران نباش. همه چیز درست خواهد شد.”
جاده ناهمواری که به موفقیت ختم شد!
یک روز مربیای که دواین را اخراج کرده بود با او تماس گرفت و از او خواست به تیم فوتبال بازگردد. دواین به مربی خود گفت که درباره پیشنهاد او فکر خواهد کرد. پدر دواین مطمئن بود که او به تیم فوتبال باز میگردد؛ اما دواین به پدر خود اعتراف کرد که او دیگر به فوتبال علاقه ندارد و میخواهد به کشتی بپردازد. پدر او در ابتدا مخالف بود و به او گفت وارد شدن به عرصه کشتی، بزرگترین اشتباه تو خواهد بود. با این حال درنهایت پدر دواین تصمیم گرفت آموزشهای لازم برای ورود به میدان کشتی را به دواین بدهد.
در سال ۱۹۹۶ دواین در اولین مسابقه WWE (کشتی حرفهای) شرکت کرد. او هیچ پولی نداشت و مجبور شد شرت ورزشی عموی خود را برای مسابقه قرض بگیرد. مردم در ابتدا از دواین متنفر بودند اما کشتیگیری در خون دواین بود و او تا سال 2004 به یکی از بزرگترین سوپراستارهای WWE تبدیل شد. زمانی که دواین وارد رینگ شد، لقب ورزشی راک (به معنای صخره) را برای خود برگزید.
دواین جانسون در قله مسیر کشتیگیری قرار داشت و بالاخره توانست برای خانواده خود خانه و برای خود یک ساعت رولکس بخرد که از بچگی آرزوی داشتن آن را داشت. اما او آرزوهای بزرگتری نیز داشت. او احساس میکرد هرآنچه میخواست را در کشتیگیری انجام داده است. دواین در سال 2011 بازنشسته شد اما همچنان به صورت پراکنده در رویدادهای WWE شرکت میکند.
ورود به عرصه سینما
او در سال ۲۰۰۱ در اولین فیلم خود باعنوان بازگشت مومیایی ظاهر شد و موفقیت او در این فیلم باعث شد تا دومین فیلم خود یعنی عقرب شاه را بازی کند. جانسون برای دریافت دستمزد ۵/۵ میلیون دلاری برای حضور در این فیلم، رکورد بالاترین دستمزد برای اولین حضور را شکست و در کتاب رکوردهای گینس به ثبت رسید. فیلمهای معروف او عبارت اند از: هرکول، سن آندریاس، سریع و خشمگین ۸، اطلاعات مرکزی و گارد ساحلی .
گفتنی است جانسون با دریافت ۶۴/۵ میلیون دلار دستمزد در سال ۲۰۱۶ از سوی مجله فوربز گرانترین بازیگر جهان شناخته میشود. مجموع فروش گیشه تمام فیلمهای او تقریباً ۹ میلیارد دلار برآورد شده که متوسط فروش هر فیلم اخیرش از سال ۲۰۱۵ تا کنون به ۶۰۰ میلیون دلار میرسد.
موفقیت دواین جانسون یک شبه به دست نیامده است و او موفقیت خود را مدیون سختکوشی و از دست ندادن امید خود است. شما نیز از تلاش کردن برای رسیدن به اهدافتان دست برندارید.
قد و وزن داوین جانسون!
قد او 196 سانتیمتر است. در طول دوران حرفهای فوتبال کالج 131 کیلو وزن داشت، اما وزن خود را به حدود 120 کیلو کاهش داد. پس از آن در سال 2006 هم 14 کیلو دیگر وزن کم کرد.
تهیه و ترجمه: elmevarzesh.com




عاشقتم راک عالی و اموزنده بود
من ایرانی هستم با دختر عموی
راک ازدواج کردم دو سالی هست
در ویرجینیا زندگی میکنم دواین
خیلی به ما از نظر مالی کمک کرد
سلام
دستتون درد نکنه واقعا انگیزه گرفتم
خیلی عالی بود
سلام؛ ممنونم از لطف تون
بسیار عالی بود.. فهمیدم چرا اسم خودشو گذاشته راک..مثل سنگ محکم و سفت بوده
خیلی خوب بود ممنون