تاریخ
تاریخ در واژه نامه به این صورت معنی شده است: «مدتی را از ابتدای امری عظیم، قدیم و مشهور تا ظهور امر دیگری که در ادامه آن رخ میدهد، زمان وقوع واقعهای، یا سلسله اعمال و حوادث قابل ذکر که به ترتیب زمان ها تنظیم شده باشد.»
تعریف جیمز رابینسون از تاریخ:
تاریخ عبارت است از دانش های ما درباره آنچه انسان تاکنون انجام داده، فکر و اندیشه نموده، امید بسته و احساس کرده است.
تعریف استاد مطهری از تاریخ
تاریخ را در سه مرحله تعریف میکند:
1) علم تاریخ را علم وقایع و حوادث سپری شده، اوضاع گذشتگان و زندگینامهها، فتحنامهها سیرهها که در میان همه ملل تعریف شده است،
2) تعریف دوم، به تاریخ علمی تعبیر شده و عبارت است از علم به قواعد و سنتهای حاکم بر زندگیهای گذشته که از مطالعات، بررسی، تحلیل حوادث و وقایع گذشته به دست میآید.
3) تاریخ در معنای سوم؛ علم تکامل جوامع از مرحلهای به مرحله دیگر است، نه علم زیست آنها. اصطلاحاً این تاریخ را «فلسفه تاریخ» نیز مینامند (مطهری، جامعه و … ).
از تاریخ چه درس هایی میتوان آموخت
حوادث گذشتگان برای انسان این فایده ها را دارد:
1- با مطالعه آن ها دستورالعملی برای خویش تدوین کند و آن ها را سرمشق امور خود قرار دهد تا از تجربیات آن ها در انجام امور استفاده ببرد درواقع آشنایی.
2-تاریخ، انسان را از بسیاری فریب ها و دلخوشی های بیحاصل دور نگه میدارد (بهرام و خلجی 1364).
سه سؤال اساسی در فلسفه نظری مطرح است که عبارتاند از:
1- تاریخ به کجا میرود (هدف)؟
2- تاریخ چگونه میرود (سازوکار حرکت و محرک)؟
3- تاریخ از چه راهی میرود (مسیر)؟
هدف: تاریخ به طرف جامعه بیطبقه سیر میکند.
سازوکار حرکت و محرک: محرک حرکت رشد ابزار تولید و نزاع طبقه نوخاسته با طبقه کهن است.
مسیر: مراحل مختلف تاریخ ادوار بردهداری، فئودالی (حکومت زمینداران)، بورژوازی (طبقه سرمایهدار) و … است که هر یک دورهای متناسب با درجهای از رشد ابزار تولید حکومت و عمومیت یافتهاند.
دیدگاه اسلام در باره پرسش های بنیادی فلسفه نطری تاریخ
در آیاتی چند از قرآن سرانجام و سرنوشت تاریخ، و در ضمن مسیر و بستر تکامل تاریخ به صورتبیان شده است:
- پیروزی ایمان بر بیایمانی
- پیروزی تقوا بر بیبند و باری
- پیروزی صلاح بر فساد
- پیروزی عمل صالح بر عمل ناشایست
تربیت بدنی و ورزش در جوامع مدنی قدیم
تربیتبدنی و ورزش در یونان باستان
یونان اولین کشوری بود که در گسترش تربیتبدنی و ورزش کوشش نموده است. آن زمان «به سال های طلایی» معروف بوده است و مردم در تمام فنون و رشتهها پیشرفت شایانی نمودند، مانند هنر نقاشی، مجسمهسازی، اجرای تربیتبدنی در جشن های ملی و شکار کردن که یکی از مهمترین و متداولترین کارهایی بود که مردان یونان باستان انجام میدادند و در رشتههای مختلف ورزشی مانند بوکس، رقص و شنا نیز مهارت داشتند.
بانوان هم مانند مردان برای قوی و نیرومند کردن خود ورزش میکردند، حتی قبل از هفت سالگی به ورزش ژیمناستیک برای رشد کامل بدن توجه خاصی نشان میدادند (باقری 1366).
بازی های المپیک قدیم در سال 776 قبل از میلاد مسیح برای اولین بار در یونان تشکیل و در آن ورزشکاران با انگیزه رضایت ربالنوع ها با یکدیگر مسابقه میدادند (دهخدا 1377). البته بانوان در المپیک شرکت نداشتند (باقری 1366).
تربیت بدنی و ورزش در روم
بسیاری از آداب و رسوم یونانیان در رومیان اثر گذاشته بود. از زمانی که امپراطور به قدرت رسید تربیتبدنی در ارتش آن ها مشاهده میشود و به طور اساسی ورزش آن ها بر عملیات نظامی استوار بوده است.آن ها جوانان و نوجوانان را در اردویی نظامی به نام «ماتیوس» جمع میکردند و آن ها را جهت یافتن شکل بدنی عالی و فوقالعاده به تمرینات سنگین از جمله دویدن، پریدن، شنا، پرتاب نیزه و دیسک وادار میکردند.
رومی ها به دلیل آنکه تربیتبدنی یونان با ساز و آواز توأم بود با آن موافق نبودند و معتقد بودند که تربیتبدنی باید تماشاچی را احساساتی کند، خونش را به جوش آورد و صحنههای ترسناکی را ایجاد کند. میتوان مسابقات آن زمان را به ارابهسواری، مبارزه گلادیاتورها و طریقه جنگیدن مردان با حیوانات که منجر به کشته شدن یکی از آن ها میشد خلاصه نمود (دهخدا 1377).
تربیت بدنی و ورزش در مصر باستان
تربیتبدنی در مصر را میتوان در سه موضوع مورد بحث قرار داد:
- اشراف
- سربازان
- مردم عادی
اشراف چون قدرت مالی کافی داشتند، فرزندان خود را برای تعلیم و تربیت به مدرسههای خصوصی میفرستادند و در آنجا به آن ها میآموختند که با کمان و نیزه چگونه شکار کنند و نیز ژیمناستیک، کشتی، رقص و شنا را به آنان یاد میدادند.
تربیت بدنی برای سربازان صرفاً برای آماده ساختن بدن به منظور جلوگیری از حمله دشمنان کشور و حمایت از فرعون برای جمعآوری مالیات انجام میشده است.مصر را میتوان اولین کشوری دانست که پی به اهمیت شنا برده است، چون در کتیبهها نشان داده شده که سربازان در رودخانه نیل چگونه شنا میکردند.تربیتبدنی برای مردم عادی با شغل مردم رابطه مستقیم داشت. به طور مثال اگر کسی چنان بود که جنبش و حرکت فراوان لازم داشت، او خود به خود دارای بدنی قوی و نیرومند میشد.
تربیت بدنی و ورزش در چین باستان
چینی ها علیرغم تأکیدی که بر تعالی ذهن و تأثیر تأئوئیسم، بودیسم، و کنفوسیوئیسم بر زندگی روحانی آرام و پرزحمت داشتند شواهد و قراین روشنی دال بر شرکت در فعالیت های تربیتبدنی و ورزش در چین وجود دارد. در مباحثههای کلاسیک چینی ها مطالب زیادی درباره شرکت پسران ثروتمندان در موسیقی، رقص، تیراندازی با کمان، کشتی، بوکس، فوتبال، چوگان، طنابکشی، ورزش های آبی چیووان (فعالیتی شبیه به گلف) بازی بدمینتون و بادبادکبازی، وجود دارد. بنابراین بازی از سرگرمی های طبقات بالا بود و تودههای مردم برای شرکت در فعالیتهای بدنی رسمی فرصت کمی داشتند.
نکته جالب توجه این است که به عقیده چینی ها بعضی از بیماری ها در اثر فعالیت نکردن بهوجود میآیند. تاریخ حاکی از این است که کونگفو و ژیمناستیک در سال 269 پیش از میلاد گسترش یافته بود. ژیمناستیک طبی برای حفظ بدن در شرایط ارگانیکی مناسب، مورد توجه بود. این باور که بیماری در اثر سوء عملکرد ارگانها و عدم کارآیی درونی به وجود میآید، رواج داشت. بنابراین اگر حرکات مشخصی مانند خم کردن زانوها و خم و راست شدن همراه با بعضی از تمرینات تنفسی انجام میشد، بیماری بهبود مییافت (بوچارد 1374).
تربیت بدنی و ورزش در ایران باستان
آنچه از قراین تاریخ میتوان به دست آورد این است که قوم آریا شعبهای از اقوام هند و اروپایی بودند بین پانصد تا دوهزار سال قبل از میلاد به ایران آمدند. آنان مردمانی جنگجو بوده و با وجود مهاجرت ها و جنگ های فراوان بیشک در اسبسواری، پرتاب نیزه و تیراندازی ورزیدگی داشتهاند و در کوهنوردی، پرتاب سنگ، دویدن و عبور از موانع مهارت خاصی داشتند.
مادها در شمالغربی ایران در قرن هفتم قبل از میلاد دولتی تشکیل دادند و بیشتر در جنگ با دولت آشور بودند از آنها فنون جنگاوری، تیراندازی، اسبسواری، پرتاب نیزه در تاریخ به چشم میخورد.
پارسیان آریایی در جنوب ایران سکونت داشتند در زمان آنان بهخصوص هخامنشیان به ورزش اهمیت میدادند (دهخدا 1371). سپاهیان ایرانی، قوی و از نظر جسمانی برازنده بودند. تحت هدایت کوروش، رویای بزرگِ توسعه قلمرو به واقعیت پیوست. در پایان فرمانروایی او در سال 592 پیش از میلاد، امپراتور ایران تمام خاور نزدیک را در برمیگرفت. موفقیت کوروش در جنگ ها مرهون خصوصیات اخلاقی و آمادگی جسمانی سربازانش بود. پسرها در شش سالگی باید برای تعلیم و تمرین خانه را ترک میکردند.
تمرینات شامل برنامههایی چون دو، تیراندازی با کمان، پرتاب نیزه، ارابهرانی، شکار، رژه نظامی و کمنداندازی بود. سربازان، توانایی مسافرت با غذا و لباس کم را داشتند و تمام شرایط سخت را به راحتی تحمل میکردند (بوچارد 1374).
در اواخر دوران هخامنشی ورزش به تدریج اهمیت خود را در نزد ایرانیان از دست داد. سستی و رخوت سربازان نظامی باعث شد که شکست سختی از اسکندر مقدونی متحمل شوند (دهخدا 1377).


نظرتان را برای ما بنویسید. اگر هم در خصوص موضوعی سوال دارید، چنانچه اطلاعات کافی در مورد آن داشته باشیم در طی 48 ساعت (سعی می کنیم) پاسخ خواهیم داد.