سال های زیاد وریدها چیزی بیش از یک معبر برای جریان خون به داخل قلب در نظر گرفته نمیشدند، اما به سرعت آشکار میشود که وریدها اعمال ویژه متعددی انجام میدهند که برای عمل دستگاه گردش خون ضروری است. موضوع مهم آن است که وریدها قادر به تنگ و گشاد شدن هستند و از این راه به انبار کردن مقادیر کم یا زیاد خون و قرار دادن این خون در دسترس بقیه دستگاه گردش خون کمک می کنند. آن ها همچنین میتوانند خون را بوسیله پمپ وریدی به جلو برانند و حتی به تنظیم برونده قلب کمک کنند.
خون از تمام وریدهای سیستمیک به داخل دهلیز راست جریان مییابد، بنابراین فشار در دهلیز راست فشار وریدی مرکزی نامیده میشود. هر عاملی که بر روی فشار دهلیز راست تاثیر داشته باشد معمولا بر روی فشار وریدی در سایر نقاط بدن تاثیر خواهد داشت. فشار دهلیز راست بوسیله تعادل بین قدرت قلب برای تلمبه زدن خون به خارج از دهلیز راست و تمایل خون برای جریان یافتن از رگ های محیطی مجددا به دهلیز راست تنظیم میشود. هرگاه قلب با قدرت زیادی تلمبه بزند، فشار دهلیز راست کاهش مییابد. از طرف دیگر ضعف قلب ، فشار دهلیز راست را بالا میبرد. به همین ترتیب ، هر عاملی که موجب ورود سریع خون از وریدها به دهلیز راست شود، فشار آن را بالا میبرد. بعضی از عواملی که این بازگشت وریدی را افزایش میدهند عبارتند از:
- افزایش حجم خون
- افزایش تنوس رگ های بزرگ در سراسر بدن که منجر به افزایش فشار وریدهای محیطی میشود.
- اتساع آرتریول ها که مقاومت محیطی را کاهش داده و موجب جریان سریع خون از شریان ها به وریدها میشود.
همان عواملی که فشار دهلیز راست را تنظیم می کنند در تنظیم برونده قلبی نیز دخالت دارند، زیرا مقدار خونی که بوسیله قلب تلمبه زده میشود هم بستگی به قدرت قلب برای تلمبه زدن و همبستگی به تمایل خون برای جریان یافتن خون از رگ های محیطی به داخل قلب دارد. فشار طبیعی دهلیز راست حدود صفر میلیمتر جیوه یعنی تقریبا برابر با فشار جو در اطراف بدن است. این فشار میتواند در شرایط بسیار غیر طبیعی از قبیل نارسائی شدید قلبی یا متعاقب ترانسفوزیدن بسیار زیاد خون که موجب کوشش بیش از حد خون برای جریان یافتن از رگ های محیطی به داخل قلب میشود تا 20 الی 30 میلیمترجیوه بالا رود.
حد تحتانی فشار دهلیز راست حدود 3- تا 5– میلیمتر جیوه یعنی فشار موجود در فضای داخل سینه است که قلب را احاطه کرده است. هنگامی که قلب با قدرت استثنایی تلمبه میزند یا هنگامی که میزان جریان خون از رگهای محیطی به داخل قلب (مثلا متعاقب خونریزی شدید) به مقدار زیادی کاهش یافته و فشار دهلیز راست به این مقادیر بسیار پایین نزدیک میشود.
مقاومت وریدی و فشار وریدی محیطی
وریدهای بزرگ هنگامی که گشاد هستند مقاومت آنقدر اندکی در برابر جریان خون دارند که مقاومت آنها در این حال تقریبا هیچ اهمیتی ندارد. اما بسیاری از وریدهای بزرگ که وارد قفسه سینه میشوند در نقاط متعددی بوسیله بافت های اطراف فشرده میشوند، بطوری که جریان خون در این نقاط با مقاومت روبرو میشود. به عنوان مثال ، وریدهای بازو در محل خم شدن روی دنده اول فشرده میشوند. ثانیا ، فشار در وریدهای گردن آنقدر پایین میرود که فشار جو در خارج گردن موجب روی هم خوابیدن آن ها می شود.
سرانجام وریدهایی که در داخل شکم سیر میکنند غالبا بوسیله اندامهای مختلف و همچنین بوسیله فشار داخل شکمی فشرده میشوند. بطوری که این وریدها معمولا حداقل بطور نسبی روی هم میخوابند و تخم مرغی شکل میشوند. به این دلایل وریدهای بزرگ معمولا مقاومت قابل ملاحظهای در برابر جریان خون ایجاد می کنند و به علت این مقاومت ، فشار در وریدهای کوچک محیطیتر معمولا 4 تا 7 میلیمتر جیوه بیشتر از فشار دهلیز راست است.
اثر فشار دهلیز راست روی فشار وریدی محیطی
هنگامی که فشار دهلیز راست از حد طبیعی صفر میلیمتر جیوه بالاتر می رود خون شروع به پس زدن در وریدهای بزرگ کرده و آنها را باز میکند. فشار در وریدهای محیطی تا زمانی که تمام نقاط رو به هم خوابیده بین وریدهای محیطی و وریدهای بزرگ باز نشده باشند بالا نمیرود. این حالت معمولا هنگامی به وجود می آید که فشار دهلیز راست تا حدود 4+ تا 6+ میلیمتر جیوه بالا رفته باشد.
هرگاه فشار دهلیز راست از این حد باز هم بالاتر رود ، افزایش اضافی در فشار موجب افزایش معادلی بد فشار وریدی محیطی می گردد. چون قلب باید فوقالعاده ضعیف شده باشد تا موجب بالا رفتن فشار دهلیز راست به 4 تا 6 میلیمتر جیوه گردد. لذا فشار وریدی محیطی غالبا در مراحل ابتدایی نارسایی قلب بالا نمیرود.
اثر فشار شکمی بر روی فشارهای وریدی در پاها
فشار طبیعی در حفره صفاقی در یک شخص داراز کشیده به نسبت بطور متوسط حدود 6 میلیمتر جیوه است، اما گاهی میتواند در نتیجه آبستنی تومورهای بزرگ یا مایع بیش از حد در حفره صفاقی به 15 تا 20 میلیمتر جیوه برسد. در چنین حالی فشار در وریدهای پاها باید از فشار شکمی بیشتر باشد تا وریدهای شکمی باز شده و به خون اجازه دهند که از پاها به سوی قلب جریان یابد. به این ترتیب در صورتی که فشار داخل شکمی 20 میلیمتر جیوه باشد حداقل فشار ممکن در وریدهای رانی 20 میلیمتر جیوه خواهد بود.
اثر فشار هیدروستاتیک بر روی فشار وریدی
در هر ظرف آب ، فشار در سطح آب با فشار در سطح جو برابر است اما فشار به میزان یک میلیمتر جیوه به ازای هر 13.6 میلیمتر فاصله در زیر سطح آب افزایش مییابد. این فشار ناشی از وزن آب بوده و لذا فشار هیدروستاتیک نامیده میشود. فشار هیدروستاتیک به علت وزن خون در سیستم رگی بدن انسان نیز به وجود می آید.
هنگامی که شخصی در وضع ایستاده است فشار در دهلیز راست در حدود صفر باقی میماند، زیرا قلب هر قدر خون اضافی را که میخواهد در این نقطه تجمع یابد به درون شریان ها تلمبه می زند. اما باید دانست که در شخص بالغی که در وضع کاملا بیحرکت ایستاده است فشار در وریدهای پا صرفا به علت وزن هیدروستاتیک خون در وریدهای بین پاها و قلب تقریبا 90 میلیمتر جیوه است. فشارهای وریدی در سایر سطوح بدن به همان نسبت بین صفر و 90 میلیمتر جیوه قرار دارند.



نظرتان را برای ما بنویسید. اگر هم در خصوص موضوعی سوال دارید، چنانچه اطلاعات کافی در مورد آن داشته باشیم در طی 48 ساعت (سعی می کنیم) پاسخ خواهیم داد.