بین درد و ناراحتی یک تفاوت اساسی وجود دارد، هر چند در بیشتر موارد این دو همراه هم و با بار منفی هستند. احساس ناراحتی، موقتی است؛‌ اما درد، همیشگی است. احساس ناراحتی و رنج می‌تواند باعث گیجی و ناموفقیت شود،‌اما درد می‌تواند ضربه‌ای باشد که هشیارتان کند. شما می‌توانید از احساس رنج فرار کنید، اما از درد نه!

این خِرد درون شماست که نگاه شما را به این مقوله‌ی درد و نارحتی تغییر می‌دهد، با نگرش جدید نه تنها می‌توانید این دو را از هم جدا کنید بلکه می‌توانید با عمیق‌ترین دردهای‌تان دوست شوید.

کنترل احساس ناراحتی و رنج در دست شماست

شما می‌توانید تمام رنج‌ها و ناراحتی‌های‌تان را کنترل کنید؛ اضطراب، استرس، احساس سوزش در عضلات حین تمرین، همه‌ی اینها تحت کنترل شما هستند و به همین علت است که احساس ناراحتی می‌تواند و باید به عنوان ابزاری باشد تا شما را برای درد آماده کند.

درد و ناراحتی هر دو آزاردهنده هستند و هر دو را به سختی می‌توان تحمل کرد. اما کنترل ناراحتی به دست شماست در حالیکه درد، درس‌های سختی به شما می‌دهد و اینکه چگونه از درد برای یادگرفتن درس‌های مهم استفاده کنید، کلید رسیدن به خِرد است.

یوگا برای من می‌تواند احساس ناراحتی ایجاد کند، اما بزرگ‌ترین شور و هیجان من است. من به یوگا به عنوان یک تمرین نگاه نمی‌کنم، بلکه به عنوان ابزاری نگاه می‌کنم که می‌توانم با آن تمرین کنم، بنابراین این احساس ناراحتی را به جان می‌خرم و می‌دانم اگر پذیرایش باشم، بهتر و بهتر خواهم شد. جنبه‌ی فیزیکی ورزش، تنها یک محصول جانبی آن است! دویدن نیز همیشه جزو ورزش‌های مورد علاقه‌ی من بوده است، نه به دلیل تاثیراتی که روی جسمم می‌گذارد، بلکه به خاطر رها شدن ذهنم که احساسش می‌کنم.

وقتی به نیمه‌ی مسیر دویدنم می‌ٰرسم و می‌بینم مایل‌های زیادی را پشت سر گذاشته‌ام، دو انتخاب دارم: می‌توانم سرعتم را کم کنم و احساس ناراحتی داشته باشم، یا اینکه سرعتم را حفظ کنم و باز هم احساس ناراحتی کنم. هر دوی اینها می تواند ناراحتم کند اما این را می‌دانم اگر در همین لحظه بمانم، یعنی درست وقتی که پاهایم سنگین شده و ریه‌هایم می‌سوزند، نه تنها احساس ناراحتی‌ام را تحت کنترلم دارم بلکه آزاد هستم، در لبه‌ی پرتگاهم اما ایمن هستم.

شما چه در حال آماده شدن برای ماراتن باشید و چه در حال تمرین و تلاش برای ارتقاء سطح، اگر خودتان را تشویق به فعالیت و جلو رفتن کنید و فشارها را تاب بیاورید، همان چیزی است که من به آن احساس ناراحتی می‌گویم، قشنگ نیست؟ شما بینهایت احساس قدرت می‌کنید و قدرت‌تان با آن شدت و عمقش، تحت کنترل شماست.

شما نمی‌توانید از درد فرار کنید، اما می‌توانید آن را به عنوان جزئی ضروری در زندگی‌تان بپذیرید و از آن برای فراگرفتن استفاده کنید. «زمان، درمانگر نیست، بلکه به شما آگاهی و خِرد می‌بخشد.» درد، مفهوم بزرگ‌تری دارد، همه‌ی ما عزیزی را از دست داده‌ایم یا زمان‌هایی بوده که دلمان شکسته است، یا در موقعیت‌هایی قرار گرفته‌ایم که کاملا از کنترل ما خارج بوده و باعث شده غمی عمیق را در باقی زندگی‌مان به دوش بکشیم.

زمان به آنهایی که اراده می‌کنند عمیق‌ترین دردشان را به باشکوه‌ترین افتخارشان تبدیل کنند این فرصت را می‌‌دهد تا به خِرد لازم برای رشد برسند. اما ابتدا باید در شرایط قبول این فرصت قرار بگیرند و این شرایط فراهم نمی‌شود مگر با استفاده کردن از ناراحتی‌ها به عنوان سناریوهایی کوچک جهت آماده شدن برای نمایش‌های بزرگ‌تر؛ بزرگ‌ترین دردهای شما!

از چیزی که می‌توانید کنترلش کنید برای یادگرفتن چیزی که قادر به کنترلش نیستید استفاده کنید

چطور از درد و احساس ناراحتی به نفع خود بهره ببریم؟

بدون درد، ما به رمز زیبای عشق دست پیدا نخواهیم کرد، بدون تاریکی، معنی نور را نخواهیم فهمید. جوزف اِمت (Joseph Emet) موسس Mindfulness Meditation Centre می‌گوید: «هدف این نیست که در نبردهای پیروز شویم، بلکه هدف این است که چیزی را که حس می‌کنیم مانند یک میدان نبرد است به یک باغ پر از صلح و آرامش تبدیل کنیم.» منظور اِمت از نبرد، همان درد است. شما نباید سعی کنید چیزی را که هیچ وقت تحت کنترل شما نبوده و نخواهد بود را مهار کنید، دردتان را دوست داشته باشید تا آزاد شوید.

دردمان را دوست داشته باشیم؟!

می‌توانم صدای خنده‌های شما را بشنوم و ببینم که چشمان‌تان از تعجب گرد شده. دوست داشتن دردتان با هدف گرفتن و مشخص کردن آن شروع می‌شود. یادتان باشد، یک کار اصلی شما، پیدا کردن منبع درد است. قدم دوم هم قبول آن است، قبول و پذیرفتن درد ممکن است چند روز، چند ماه و حتی چند سال طول بکشد؛ چون یک پروسه است و تایمری وجود ندارد که پایان مهلت شما را اعلام کند، چون پذیرفتن، توافقی مادام‌العمر است.

من به شما قول می‌دهم؛ اگر به گردن بگیرید که به شیوه‌هایی که تحت کنترل شماست، خودتان را برای احساس ناراحتی داشتن به چالش بکشید (یوگا، دویدن، کار و …)، استقامت و انگیزه‌های خاص خودتان را فرا خواهید گرفت. در نتیجه وقتی دنیا روی سخت خود را به شما نشان بدهد، شما اعتماد بنفس را در دست‌های خود دارید چون زمانی کافی برای پذیرش را پشت سر گذاشته‌اید و حالا می‌دانید چطور بازی کنید.

تهیه و ترجمه: elmevarzesh.com