آيا درمانی برای آسيب های نخاعی وجود خواهد داشت

 پاسخ به اين سئوال به تعريفي که افراد از درمان دارند، بستگی دارد. اگر درمان به معنای "ريشه کنی آسيب نخاعی" است، بعيد بنظر می رسد که کاملا امكان پذيرباشد. اگر درمان به مفهوم "برگشت فعاليت اندام های افراد نخاعی به حالت اوليه قبل از آسيب و وضعيت طبيعی آن ها" باشد، این  مسئله نيز بعيد است. همانطور که شايد ما درمان هائی نداريم که بتوانيم بطور کامل پيری را برگشت دهيم . از سوی ديگر، من اعتقاد بر این است که درمان های موثری وجود خواهند داشت که قادرخواهندبود ،برخي از فعاليت سوالات رایج در زمینه آسیب های نخاعی اندام های افراد نخاعی را از جمله احساس درد و حس، فعاليت مثانه و روده ، نعوظ و انزال ، حتی کنترل های حرکتی مانند راه رفتن در مسيرهای طولانی را برگردانند.

 بطور كلی درمان آسيب های نخاعی چه وقت امكان پذير خواهد بود

برخی از اقدامات درمانی هستند که از مدت هاست، در بعضی از افراد، فعاليت اندام ها را برگشت می دهند. چيزهائی وجود دارند که  آنها را جزو "اولين اقدامات درمانی" می نامند. ازجمله آموزش حركت بادستگاه Treadmill وتحمل وزن بدن و يا کاهش فشارهايي كه برطناب نخاعی وارد مي شوند. اما سوابق نشان مي دهند که برخی از پيوندهای سلولی نظير پيوند سلولهاي گليال بويائی (OEG) می توانند 4 تا 8 سطح از عملکرد حسی و 1 تا 2 سطح از عملکرد حرکتی را ايجاد خواهند کرد. اما هيچ يک از اين درمان ها نمی توانند به عنوان يک درمان کامل محسوب شوند

ازسوي ديگر دومين سری روش های ترميم نيز آغاز شده و تحت تحقيقات کلينيکی قراردارند و بايستی طی چند سال ديگر مورد استفاده قرار گيرند.ازجمله اين روش ها مي توان به پيوندهای مربوط به گليای مخاط بويائی ، سلول های شوآن ، سلول های مغز تنه استخوان های بلند، و حتی سلول های مغز استخوان های جنين اشاره كرد. متاسفانه استفاده از سلول های جنينی ،تحت تاثير مباحث سياسی قرار گرفته و کاربرد آن به تاخير افتاده است.

به علاوه، چندين روش درمانی مانند بازدارنده های گيرنده Nogo و آنتی باديهای Nogo، گليال های مشتق از فاکتور نوروتروميک،كوندروئيتيناز سال آينده می توانند در آزمايشات کلينيکی مورد استفاده قرار گيرند. زمان نتيجه گيری از روش هاي درماني تحت مطالعه به ميزان بودجه های تخصيصی جهت آزمايشات کلينيکی (chondroitinase ) و ساير روش های درمانی نيز ابداع شده اند که طی يک يا دو بستگی دارد و اگر منابع مالی کافی در دسترس باشند معلوم می شود که برخی از روش های مذکور موثرند و طی چهار سال آينده می توانند مورد استفاده قرارگيرند .

سومين سری روش های درمانی به آنچه ما آن ها را بعنوان درمان در نظر می گيريم نزديک ترند. اين روش ها ترکيبی از روش های پيوند سلولی و ساير عواملی هستند که باعث تحريک ترميم می شوند و طی آن سلول های مغز استخوان می توانند فاکتورهای رشد را تامين نموده و جايگزين نرون های حرکتی شوند . بطوركلي ترکيب روش ها می تواند بهبودی قابل توجهی را در اکثر افراد ايجاد کند.

برای مثال: گزارش شده است که در موشهای صحرائی ترکيب پيوندهای سلولی و استفاده از داروهائی نظير گليال های مشتق شده از فاکتور نوروتروفيک، کوندروئيتنياز ABC و CAMP/rolipram بطور قابل توجهی نسبت به درمان های تکی ترميم را بهتر ايجاد می کنند. اما اينکه روش های درمانی مذکور تا چه اندازه در آزمايشات کلينيکی مورد استفاده قرار گيرند، به مقدار بودجه های تخصيصی بستگی دارند. اگر منابع مالی در دسترس باشند برخی از روش های ترميمی بعد از 8 سال ديگر می توانند بکار برده شوند.

آيا درمانی برای آسيب های نخاعی "مزمن "وجود خواهد داشت

بله. اول از همه اينکه، بسياری از اطلاعاتی که در مورد حيوانات و انسان ها وجود دارند نشان می دهند که ترميم در تعداد نسبتا" کمی از آکسونها مي تواند برخی از فعاليت ها نظير قدم زدن، کارکرد مثانه، و عملکرد جنسی را برگرداند. اين مسئله به اين دليل است که طناب نخاعی دارای تعداد زيادی مدارهای عصبی است که جهت انجام و کنترل اين فعاليت ها مورد نياز هستند. احتمالا" جهت بازگرداندن فعاليت های اصلی نظير قدم زدن در حدود ده درصد از آکسون های طناب نخاعی مورد نياز و کافی هستند.

دومين موضوع اين است که مطالعات انجام شده بر روی حيوانات نشان می دهد آکسون ها بعد از آسيب تا يک مدت طولانی به تلاش خود جهت رشد مجدد ادامه می دهند.بنابراين درمان هائی که راهی را برای رشد آکسونها فراهم آورند،يا به عبارت ديگر برخی از عوامل بازدارنده رشد را بی اثر نمايند، و يااينکه رشد آکسونی را تحريک کنند، می توانند فعاليت ها را برگشت دهند.

موضوع سوم اين است که، با وجود اين که هنوز هم مطالعات انجام شده بر روی آسيب های نخاعی مزمن نزد حيوانات خيلی محدود هستند، اما حقيقت اين است که بسياری از افراد سال ها بعد از ضايعه با اين اميد به بهتر کردن بعضی از فعاليت هاي خود ادامه می دهند که بالاخره درمان های مذکور در آسيب های نخاعی مزمن موثر واقع خواهند شد. در هر حال، تاکيد می شود که درحال حاضر موانع زيادی بر سر راه بهبودی وجود دارند. تحليل رفتن ماهيچه ها و ساير تغييراتی که در بدن ايجاد می شوند، مي توانند در بهبودی محدوديت ايجاد کنند. بعلاوه، مطلبي مصطلح است باعنوان" ياد گرفته كه بدون استفاده باشد" که طی آن مدارهای عصبی بعد از دوره های طولانی مدتی که بلااستفاده می مانند،خاموش می شوند واين تمرينات ورزشی و فعاليت های بدنی هستندكه جهت برگشت چنين تغييراتی ضروري خواهند بود.

در حال حاضر چه کاری می توانيم انجام دهم تا جهت درمان آمادگی داشته باشيم

اولين و مهمترين نگرانی افراد مبتلا به آسيب نخاعی بايد اين باشد که از بدن خود مراقبت نمايد و سعی کنند که از تحليل رفتن عضلات و استخوانهای خود، و ساير تغييراتی که می توانند بهبود فعاليت اندام هاي آنان را به تعويق بياندازند، پيشگيری نمايند. لازم است که افراد نخاعی با يك برنامه منظم به تمرينات بدنی بپردازند تا عضلات و استخوان ها را حفظ کرده و از پوست، مثانه و روده خود مراقبت کنند. افراد نخاعی بايستی از هرآنچه که باعث افت غيرقابل برگشت اعصاب محيطی و ساير فعاليت ها مي شوند، پرهيز نمايند.

از سوی ديگر، خيلي مهم است که فوايدبرخي از اقدامات که می توانند ميزان فعاليت و استقلال افراد دارای دست های ضعيف را افزايش دهند ( نظير جابجائی تاندون ) مورد سنجش قرار گيرند. برخی از اقدامات از جمله Mitrovanoff و تقويت مثانه جهت کاهش اسپاسم های مثانه مي توانند باعث شوند كه استقلال افراد بيشتر شود، ولی اين امكان هم وجود دارد كه به آسانی قابل برگشت نباشند. در نهايت، بر اساس مطالعات زيادی که انجام شده، به احتمال زياد افرادی که دارای سطح تحصيلات بالاتري هستند بعد از آسيب نخاعي ، کيفيت زندگی و سلامتی آنان نيزبهتر است. واما آنچه اهميت زيادي دارد اين است که افراد نخاعی نبايستی مغز خود را که در مواقع مهمترين قسمت بدن آنان است، ناديده بگيرند.

در مورد گرفتگی عضلات، اسپاسم ها و دردهای نوروپاتيک چه کار مي شود کرد

بسیاری از افراد نخاعی از گرفتگی عضلات ( افزایش انقباض عضلانی )، اسپاسم ها ( حرکات خودبخودی ) ، درد یا احساسات غیر طبیعی ( در قسمت هائی از پائین ضایعه که در آن ها حس کاهش یافته و یا وجود ندارد ) رنج می برند. این عوارض به این دلیل ایجاد می شوند که دراثر آسیب نخاعی، ارتباط بین مغز و نخاع آن ها ( در ناحیه زیر سطح ضایعه) قطع شده است. اما معمولا" نرون های نخاعی که ارتباط آن ها با مغزقطع شده ، بیش از حد تحریک پذیر می شوند. شاخص ترین علامت تحریک پذیری نرون ها،گرفتگی عضلات و اسپاسم است. روش های درمانی و داروهای مختلفی وجود دارند که حالت اسپاسم را کاهش می دهند. اما پر استفاده ترین دارو جهت آن باکلوفن ( baclofen ) است ( این دارو گیرنده های GABA-B را در نخاع تحریک می کند ).

در اکثر افراد دوزهای خوراکی باکلوفن به میزان بالاتر از 120 میلی گرم در روز حالات اسپاسم را کاهش می دهد. با این وجود، به دلیل اثرات جانبی آن، برخی از افراد نمی توانند که دوزهای بالای دارو را از طریق خوراکی تحمل کنند و بایستی ترکیبی از داروها از جمله  ( clonidine ) یا  ( tizandine ) رامصرف کنند. این داروها گیرنده های alpha-adrenergie را فعال کرده و حالت اسپاسم را بهتر می کنند.

 بطور کلی، با وجود اینکه داروها می توانندحالت اسپاسم را کاهش دهند، ولی امكان دارد بطور مثال ضعف قابل توجهی را هم برای بیمارایجاد کنند. گاهی اوقات مصرف بیش از حد داروهای ضداسپاسم ممکن است قدرت انقباض ماهیچه هارا به اندازه ای کم کنند که باعث تحلیل عضله شوند. بنابراین افراد نخاعی بایستی دوزهای داروهای ضداسپاسم را طوری مصرف کنند که قدرت عضلانی آنان حفظ شود. بطوركلی داروهائی که بر روی اسپاسم تاثیرگذار باشند، کم هستند.

یکی از این داروها neurontin یا gabapentin است که داروئی ضدصرع بوده و جهت درمان درد هم مورد استفاده قرار می گیرد. درد نوروپاتیک احتمالا" در اثر افزایش تحریک پذیری نرونهای نخاعی كه ارتباط آنها جهت انتقال پیامهای حسی قطع شده ،با علائمی به شکل سوزش، سردشدن ( احساس یخ زدن ) یا احساس فشار که معمولا" در نواحی که فاقد حس طبیعی بوده یا شدیدا" کاهش یافته اند، ایجاد می شود. داروی neurontin دردهای نوروپاتیک را در برخی از افراد کاهش می دهد ولی معمولا" بیماران با دارو سازش پیدا می کنند .

درنتیجه به مرور زمان دوزهای بالاتری ازدارو مورد نیاز خواهدبود. در بعضی از افراد، دوزهای کمی ( 20 میلی گرم در روز ) از داروهای ضدافسردگی ازجمله ( amitruptyline ( Elavil  می توانند درد یا اسپاسمهای نوروپاتیک را تسكین دهند. در بسیاری از افراد، هیچیك از داروهای خوراکی برای کنترل گرفتگی عضلات، اسپاسمها یا دردهای نوروپاتیک موثر نیستند. به همین جهت در خیلی از افراد که حالات اسپاسم خیلی شدیداست، از پمپی استفاده می شودکه از طریق یک سوند که در بدن کار گذاشته شده باکلوفن را بطور مستقیم به درون نخاع آزاد می کند.گاهی مصرف دوزهای بالای برخی از داروها، از جمله پچ های فنتانیل (fenfanyl patches یا Duragesic ) می توانند کمک مفیدی کنند،ولی استفاده از آن ها می توانندباعث وابستگی فردشوند. درهرحال تقریبا" در 15درصد ازافراد مبتلابه آسیبهای نخاعی ،هیچ روشی برای کنترل اسپاسم و دردهای نوروپاتیک وجود ندارد.

چطور می توانم به تمرينات بدنی بپردازیم و آيا انجام آن هيچ نفعی برای ما دارد

بطور كلي انجام تمرينات بدنی برای افراد فلج مشکل است. ولی تجهيزاتی وجود دارند که می توانند برای فعاليت عضلات مفيد باشند. اول از همه وسايلی هستند بنام standing frame که اکثر افراد نخاعی مي توانندجهت ايستادن های روزانه خود به مدت يک تا دو ساعت از آن استفاده کنند. دومين سری از وسايلی که مورد استفاده قرار مي گيرند ،بر مبنای تحريک الکتريکی فعاليت عضله ( FES ) عمل مي كنند که طی آن بمنظور تحريک کردن ماهيچه های پا از تمرين پدال زدن دوچرخه نيزاستفاده می شود . ايستادن و حالت قدم زدن در استخرهای شنا نيز سومين روش تمرين است که احتمالا" مقرون به صرفه ترين راه برای افراد جهت انجام حالت ايستادن و گام برداری محسوب مي شود.

موضوع چهارم، آموزش حرکت همراه با تحمل وزن بدن بااستفاده ازدستگاههاي تردمیل ( Treadmill ) است که نشان داده می تواند باعث بهتر شدن فعاليت گام برداري شود.  اعتقاد بر اینست  که افراد بايد يک يا دو ماه از سال خود را به جائی تخصيص دهند که بتوانند، در آنجا به آموزشهای فشرده ضروری بپردازند ،تا بتوانند بقيه سال را از مزايای تمرينات بدنی که يک ساعت در روز يا بيشتر انجام می دهند، بهره مند شوند. اگر چه مطالعات رسمی ناچيزی در اين زمينه انجام شده ، ولی خيلی از افراد نخاعی موقعی که بطور مرتب از FES استفاده می کنند افزايش قابل ملاحظه ای در قوای پاهای خود احساس می کنند. همچنين FES عملکرد قلبی عروقی را بهتر کرده می تواند حالت اسپاسم را کاهش دهد.

 پوکی استخوان ( استئوپروزيس ) چيست؟ چه مکانيسم و پيامدهايی دارد و راه های برگشت آن چگونه است

پوکی استخوان عبارت است از کاهش کلسيم استخوان .که بعد از ضايعه نخاعی به خصوص در ناحيه لگن و استخوان های پاها و در سطح پائين محل ضايعه ايجاد می شود. تاكنون مکانيسم ايجاد آن به خوبی درک نشده، ولی معلوم شده که عدم فعاليت صحيح استخوان و افت جذب کلسيم و ساير تنش های مربوط به آن و همچنين تغييرات هورمونی در ايجاد آن نقش دارند. بعد از آسيب نخاعی، با گذشت زمان، استخوان ها شروع به از دست دادن کلسيم می کنند. اين كاهش كلسيم استخوانی در افراد نخاعی 2 تا 4 بار بيشتراز افرادی است که بمدت طولانی و بدون ضايعه نخاعی در بستر بوده اند و مشابه كاهش كلسيم مشاهده شده در زنان بعد از دوره يائسگی است.

اما اين افت استخوانی به نحوی است که حتی با افزايش مصرف کلسيم از طريق مواد لبنی به طور قابل توجهی برگشت نخواهد کرد. بطور کلی سطح هورمون پاراتيروئيد در اولين سال آسيب نخاعي پائين است ولی بعد از آن به مرور افزايش يافته و به سطح طبيعی برمی گردد. افت قابل توجهی در تراکم مواد معدني استخوان ( بين 25 تا 30 درصد ) طی يکسال ايجاد مي شود و ممکن است اين افت بعد از 10 سال تا 50 درصد افزايش پيداكند. تراکم استخوان می تواند بعد از چهار ماه در دست های افراد پاراپلژی بهبود يابد،

 اما افراد تتراپلژیذ ( کوادری پلژیک ) در دست ها خود نيزهمچنان افت تراکم استخوان را خواهند داشت. در افرادی که حالات اسپاسم ديده مي شود، ممکن است افت استخوانی کمتر از افرادی باشد که عضلات شل دارند. بطوركلي کاهش ميزان کلسيم باعث ضعيف شدن استخوانها مي شود. برای مثال در نمونه اي از مجموعه افراد نخاعی ،ميزان وقوع شکستگی استخوان حدود پنج سال بعد از آسيب نخاعی 14درصد و بعد از 10 و 15 سال به ترتيب 28درصد و 39 درصد گزارش شده است.همچنين ميزان شکستگی ها نزد افرادی که دارای ضايعه نخاعی کامل و پاراپلژی داشتند ، 10 بار بيشتر از افرادی بوده که مبتلا به ضايعه ناقص و تتراپلژی بودند. تحمل وزن بدن و پدال زدن همراه با تحريک الکتريکی فعاليت عضلات، وقتی که طی 6 هفته بعد از ضايعه نخاعی آغاز شود، می تواند استئوپروزيس را برگشت دهد. در هر حال، چنين برنامه هائی در افرادی که مبتلا به آسيب های نخاعی مزمن هستند، تاثير کمتری خواهندداشت. برخی از مطالعات اوليه اشاره بر اين دارند که درمان با pamidronate (bisphosphonates ) و هورمون پاراتيروئيد ( Teriparatide ) می تواند پوکی استخوان و ميزان شکستگی ها را در آسيب های نخاعی مزمن کاهش و يا پيشگيری نمايد.

اتونوميک ديس رفلکسی چيست . مکانيزم عمل و پيامدهای آن و درمان آن چگونه است

اتونوميک ديس رفلکسی ( AD ) به افزايش فعاليت سيستم عصبی سمپاتيک اطلاق می شود که با علائمی از جمله تعريق فراوان، بروز دانه های پوستی، بالا رفتن فشار خون و اتساع عروق خونی در سطوح بالای محل آسيب تظاهر پيدا می کند. در افرادی كه AD شايع است ،در اثر اتساع عروق خونی موجود در مغز سردرد مشاهده می شود. ميزان ضربان قلب کاهش يافته و بينائی ممکن است تار شود. امکان دارد احتقان بينی ديده شود. بطور كلي بين 40 تا 90 درصد افراد نخاعی از AD رنج می برند و در افراد مبتلا به ضايعه نخاعی بالاتر ازسطح T6 شديدتر است. محرکهای زيادی وجود دارندکه می توانند باعث ايجاد AP شوند ، كه از جمله می توان به اتساع مثانه، عفونتهای ادراری، دستکاری کردن روده و مثانه ، درد ، قاعدگی ، وضع حمل و زايمان ، آميزش جنسی ، تغييرات درجه حرارت ، پوشيدن لباسهای تنگ ، آفتاب سوختگی و حتی گزش حشرات اشاره نمود.

وقتی AD اتفاق می افتد، معمولا" پزشکان برای اطمينان از تخليه مثانه، آنرا سونداژ می کنند.با استفاده از ژل ليدوکائين بعنوان يک ماده روغنی و چرب کننده، روده را از لحاظ تجمع مدفوع و از طريق دستی بررسی می نمايند و تمامی عواملی که باعث تحريک بدن می شوند را حذف می کنند. روشهای درمانی، شامل استفاده از Nifedipine به عنوان عامل بلوک کننده کانال های  کلسيم ( بصورت کپسول procardia، 10 ميلی گرمی) براي کاهش فشار خون يا phenoxybenzamine به عنوان عامل انسدادي گيرنده آلفا آدرنرژيک ( بصورت 5/2 ميلی گرم از طريق خوراکی )و ( Diazoxide ( hyperstat به ميزان 1تاmg/kg 3) است .برخي پزشکان در شرايط اضطراری از نحوه برخورد با بحران AD افراد نخاعی آشنايی ندارند و به همين دليل مهم است که اين افراد و خانواده آنان ،AD و راههای درمان آن را به خوبی بشناسند.

سيرينگوميلی( Syringomyellia ) چيست، مکانيزم عمل و پيامدها و درمان آن چگونه است

Syringmyellia به کيست موجود در طناب نخاعی اطلاق می شود که ناشی از بزرگ شدن کانال مرکزی است. کانال مرکزی در شرايط طبيعی بسيار کوچک و حتی روی تصاوير MRI نخاع غير قابل مشاهده می باشد. در 15 درصد افراد کيست syringomyellia در طناب نخاع ايجاد می شود که شايد در 5 درصد آنان علائم درد و افت فعاليت به همراه بزرگ شدن کيست ديده شود و از همان اوايل يعنی از يک ماه تا 45 سال بعد از گذشت ضايعه ممكن است ايجاد گردد. درد شايعترين علامتی است که به همراه Syringomyellia گزارش شده است.

 ازساير علائم آن می توان به افزايش ضعف، افت حسی ، زياد شدن حالت اسپاسم و افزايش تعريق اشاره کرد .  علائم بيماری می توانند با تغيير وضعيت بدن و برخي حركات ازجمله مانور و السالوا     ( Valsalva ) ( که باعث افزايش فشار در ناحيه سينه می شود ) تشديد شوند . همچنين امکان دارد با تغييرات ايجاد شده در واکنشهای مثانه ، اتونوميک ديس رفلکسی ، ورم يا تغيير شکل بدون درد مفاصل ، افزايش اسپاسم ، ازبين رفتن قدرت تشخيص حس و درجه حرارت و همچنين اختلالات تنفسی همراه باشد .

 اين کيست ها می توانند از طريق تصاوير MRI مشخص شوند. يک کيست اغلب وقتی تشکيل می شود که شکافی در پرده های مننژ مغزی يا غشاهای عنکبوتی ايجاد شده و باعث انسداد جريان مايعات مغزی نخاعی می گردد. وقتی که نارسايی های پيشرونده ای در سيستم اعصاب ايجاد می شود، اقدامات جراحی توصيه می گردد. از قديم و بطور سنتی، Syringomyellia با تغيير وضعيت و جهت کيست و بوسيله قراردادن يک سوند بين کيست و فضای Subarachnoid يا حفره ريوی (عمل shunting) قابل درمان بوده است. ولی معمولا"شنت کار گذاشته شده ، طی چند ماه تا چند سال مسدود می شود. بعضی از مطالعاتی که اخيرا" انجام شده نشان می دهند که برداشت بسيار دقيق چسبندگیها وانجام duroplasty ( افزايش دادن بخش dura از طريق پيوند غشاء ) جهت برقراری مجدد جريان مايعات مغزی نخاعی در subarachnoid ها، موثر بوده ودر 80درصد موارد می تواند منجر به حذف کيست شود. مطالعه ای نيز نشان داده که کاشت بافت های مرده به داخل کيست نيز می تواند باعث از بين رفتن آن گردد.

آيا آسيب های نخاعی مانع فعاليت های جنسی مي شوند

اکثر افراد نخاعی که دارای ضايعه در سطوح بالاتر از T10 هستند، قادرند که نعوظ انعکاسی حاصل از تحريک را داشته باشند. بعضی از افراد ممکن است که نعوظ های طولانی مدت داشته باشند که پرياپيسم ( priapism ) ناميده می شود. اکثريت مردان ، حتی مي توانند با افزايش تحريک از جمله با استفاده از روشهاي تحريك ارتعاشی ، ايجاد انزال كنند . در بسياری از افرادنيز ، ممکن است انزال حالت برگشت ( انزال رتروگرید ) پيدا کند. بدين مفهوم که انزال بيشتر از آنکه به بيرون بريزد به داخل مثانه وارد می شود چرا که اسفنکتر خارجی ممکن است باز شود. انزالی که برگشت می کند زيان آور نبوده و باعث عفونت های ادراری نيز نمی شود. يکی از عوارض جدی آميزشهای جنسی كه هم در مردان و هم در زنان ديده مي شود، وقوع اتونوميک ديس رفلکسی ( AD ) در زمان ارگاسم ( اوج لذت جنسی ) ، بهمراه سر درد و ياساير علائم AD است.

اين عوارض می توانند بوسيله داروهای کاهنده فشار خون    ( که در پاسخ سئوال های قبل قيد شده ) درمان شوند. بعلاوه، آميزش جنسی ممکن است افزايش انقباضات عضلاني و اسپاسم ها را به دنبال داشته باشد. درکسانی که دارای ضايعات پائين تراز T10 هستند، ممکن است آن قسمت از مراکز موجود درنخاع كه مربوط به نعوظ و انزال آنان هستند آسيب ببينند . بطوركلي روشهای زيادی جهت ايجاد نعوظ وجود دارد که از جمله می توان به داروهايی نظير سيلدنافيل ( Viagra ) ، پمپهای وکيوم ، استفاده از حلقه و پروتزهای آلت اشاره نمود. مطالعاتی نيز انجام شده که طي آنهاگزارش شده ،زنانی که دارای آسيب نخاعی کامل هستند ،احتمالا" به واسطه راههای عصبی خارج از نخاع خود می توانند لذت جنسی داشته باشند.

 منبع   www.easystand.com