در ايران پس از اسلام سه گروه به‌نام فتيان، عياران و شطاران با تأثيرپذيری از فرهنگ غنی اسلام ظهور كردند. فعاليت اين گروه ها مبتنی بر نثار جان و مال و فرزند در راه رضای خدا، عفو و بخشش، روی برتافتن از لذت های دنيوی، جوانمردی و عدالت بود.

از آنجا كه در دوران استيلای بنی اميه و بنی عباس سازمان‌دهندگان فتيان و عياران به مردان فداكار و نيرومندی احتياج داشتند در محلی كه در پيچ وخم كوچه‌ای بود و رونقی نداشت جلساتی مخفيانه تشكيل می شد. درآغاز زور بازوی خود را محک می زدند و محلی به‌نام زورخانه تشكيل دادند تا به‌اين‌ وسيله آمادگی بدنی و رزمی برای نابودی حكومت ظلم و تشكيل حكومت حق به‌دست آورند.

تربيت‌ بدنی و ورزش در عهد تيموريان‌

در دوره تيموريان ورزش كشتی با رسوم پهلوانی رايج بود. پهلوانان اين دوره با الهام از مكتب اسلام و الگوهای عالی آن چون حضرت محمد (ص) و حضرت علی (ع)، فقط از قدرت بدنی بالايی برخوردار نبودند بلكه از نظر علمی، اجتماعی و كمالات عالی انسانی و بلاغت نيز سرآمد روزگار بودند. در اين دوره از پهلوانانی مانند پهلوان حسين، پهلوان كاتب و پهلوان محمد ابوسعيد می توان نام برد.  

صفويان ورزش هايی همچون شمشيربازي، اسب‌دوانی، چوگان، تيراندازی، شكار، شنا و كشتی را رواج دادند. از معروف ترين پهلوانان اين دوره می توان پهلوان بيک قمری، پهلوان ميرباقر آجرپز، پهلوان جلال يزدی و پهلوان حيدر را نام برد.

در اواخر‌ دوران صفوی كه انحطاط و فساد دستگاه شاه سلطان حسين صفوی به جامعه از جمله زورخانه كشيده شد. ورزش و پهلوانی به علت بی كفايتی دربار و حكام شاه سلطان حسين كه غرق در خوشی و لذت های ناروا شده بودند، نه تنها مقام معنوی خود را از دست داد و به زوال كشيده شد، بلكه ورزش كه حافظ دين و ناموس شناخته می شد به عامل مزاحم ناموس مبدل شد. جوانان بسياری به جای پرداختن به عمليات جسمانی بيشتر به دزدی و شب‌روی پرداختند. 

تربيت‌ بدنی و ورزش در زمان قاجاريه

ورزش در زمان آقامحمدخان قاجار كه از مردانگی و جوانمردی بهره‌ای نداشت به انزوا كشيده شد و ورزش پهلوانی كنار گذاشته شد. حتی پهلوانان را از روی بخل و حسادت زجر و شكنجه نيز می دادند.

اما به‌لحاظ آن كه مردم اين فن شريف را دوست داشتند پس از قتل شاه ديو سيرت، باز به ورزش به‌خصوص رشته كشتی پرداختند و به‌ تدريج دوباره سنت باستانی را زنده كردند. قاجاريان همچون گذشتگان خود نظر به محبوبيت پهلوانان در بين مردم خود را ناگزير علاقه‌مند به آنان نشان دادند، تا بدين‌ وسيله خود را محبوب ملت سازند.

در اين دوره پهلوانان در جشن ها به كشتی می پرداختند و در طول مسابقات، پهلوان پايتخت معين می شد. ديدارهای خارج از كشور در كشتی پهلوانی آغاز شد و چند نفری برای مسابقه به خارج از كشور سفر كردند. همچنين كشتی گيران برجسته‌ای از هند، روس، افغانستان … به ايران آمدند.

تربيت‌ بدنی و ورزش در دوره پهلوی

اولين انجمن تربيت‌ بدنی به‌صورت رسمی و قانونی سال 1313 تشكيل شد. رياست عاليه آن را محمدرضا پهلوی به‌عهده داشت. حسين علاء به رياست آن انتخاب شد. او عامل مستقيم استعمار، عضو لژ بيداري جهاني و عضو لژ «مهر» وابسته به آلمان نيز بوده است.

مهمترين فعاليت های انجمن عبارت‌اند از:

1. تهيه كتب و مقررات ورزشی و پيشاهنگی مدرن اروپايی براي ورزشكاران ايرانی.

2. تربيت تعدادی ورزشكار و مربی زير نظر كارشناس آمريكايی (گيبسون).

3. تشكيل باشگاه های ورزشی، اردوهای تابستانی و شركت در المپيک 1936 برلين.

سال 1317 دانش‌سرای مقدماتی تربيت‌ بدنی پسران تأ‌سيس شد و برای نخستين بار به  گزينش هنرآموز تربيت‌بدنی پرداخت. اين دانش‌سرا پس از سه سال تعطيل شد و بار ديگر سال 1326 كار خود را از سرگرفت.

گذشته از دانش‌سرای مقدماتی تهران، در اصفهان نيز رشته تربيت‌بدنی از سال 1330 داير شد. دانش‌سرای عالی نيز از سال 1335 رسماً دوره كارشناسی تربيت‌بدنی را تأسيس كرد. همچنين دانشكده علوم تربيتی دانشگاه تهران (سال 45 و 46) و مدرسه عالی ورزش وابسته به سازمان تربيت‌بدنی كه بعدها به دانشكده تربيت‌ بدنی و علوم ورزشی (دانشگاه تربيت معلم) تغيير نام داده شد از سال تحصيلی 52 ـ 51 كار خود را آغاز كرد. از سال تحصيلی 54 ـ 53 دانشكده علوم تربيتی دانشگاه تهران دوره كارشناسی ارشد تربيت‌بدنی را داير نمود.

دانشگاه های جندی شاهپور و گيلان نيز در سال های آخر دوره پهلوی به پذيرش دانشجو برای رشته تربيت‌بدنی اقدام كردند

1- بيگانه نمودن مردم از فرهنگ اسلامي و ناديده گرفتن فداكاری، شجاعت، جوانمردی و از خودگذشتگی ياران رسول الله (ص) و علی (ع) و فرزندان گراميش (س) كه در صحنه‌های جنگ و جهاد و زندگی روزمره آن امامان بر حق، اسوه خوبی براي ارتقا و تعالی انسان در جهت رضای خداوند در تمامی اعصار بوده‌اند.

2- مبنا قراردادن دين زرتشتی به منظور همگونی با سلاطين نظام شاهنشاهی در جهت حفاظت از مليت و نژاد آريايی.

3- از بين بردن مظاهر پهلوانی، پهلوانانی كه مرجع و ملجاء مؤثری در جهت رفع ظلم و مظلومين و پاسدار شرافت و عزت مسلمين بودند.

4- با مطرح كردن بی حجابی و سوءاستفاده از استعدادهای زنان در ميادين ورزشی، علاوه بر به سرقت بردن روح و عاطفه طبيعی آن ها، نيمی ديگر از نيروی قشر جوان (پسران) را كه بايد در راه مبارزه با استعمار و كسب استقلال صرف شود به انحراف كشاندند.

5-الگو و نمونه قراردادن «قهرمان بازويی» براي جوانان اين مرز و بوم تا اينكه جامعه قهرمانان اصلی (پهلوانان) را نشناسد.

6- بالاخره با همه آن بوق و كرناهايي كه به وسيله مطبوعات و رسانه‌های گروهی آن هم با اشكال انحرافی و فساد‌آفرين به راه انداخته بودند، می ديديم كه رژيم  شاه به خود ورزش و تربيت‌ بدنی به عنوان يک عامل مهم در تسهيل رشد و سلامت افراد جامعه هيچ اهميتي نمی داد. از طرفی عموم مردم به‌خصوص طبقات مستضعف از امكانات ورزشی محروم بودند (باقری 1368).

مختصری بر تربيت‌ بدنی در عصر جمهوری اسلامی

نظر به اينكه تاريخ تربيت‌ بدني و ورزش پس از انقلاب اسلامی هنوز تدوين نشده است. يا در اختيار مؤلف قرار نگرفته است. به اين جهت به‌طور اختصار صرفاً به برخی از مشخصات آن اشاره می شود:

1- توجه سازمانی و منطقی عميق به ورزش مستقل بانوان

2- رعايت موازين اخلاقی و انسانی در كليه شوؤن ورزشی

3- جلوگيری از بردگی ورزشكاران در نظام تبليغاتی تجار و سرمايه‌داران.

4- توسعه مراكز آموزش علمی ـ كاربردی براي آموزش مربيان و متخصصان تربيت‌بدنی و همچنين تأسيس و توسعه دوره‌های كارشناسی، كارشناسی ارشد و دكتری.

5- رواج مسابقات ورزشی در سطوح مختلف سنی متناسب با فرهنگ اسلامی.

6- احيا و رواج فرهنگ و ورزش پهلوانی

7- اشاعه فرهنگ فتوت در بين جوانان از طريق اشاعه فرهنگ اصيل اسلامی.