نوروگلی ها

سیستم عصبی دارای دسته ديگری سلول به نام سلول های نوروگلی يا سلول های گليال (glial cells) است؛ سلول های كوچكی هستند كه در توليد ايپالس ها( سيگنال های عصبی) شركت نمی كنند و در فعاليت های پردازش اطلاعات در CNS نيز نقشی بر عهده نمی گيرند. با وجود اين برخی از اين سلول ها تحت تاثير فعاليت نرونی قرار می گيرند؛ سلول های نروگلی به تنظيم يونی  محيط نرونها و نيز جابه جايی و يا حذف برخی از ناقلين شيميايی كه بوسيله نرون ها آزاد می شوند، كمک می كنند.

انواع سلول های نوروگلیا

—الیگودندروسیت:  در تشکیل و حفظ غلاف میلین

—آستروسیت: حمایت فیزیکی و متابولیک نرون های CNS

—میگروگلیا: با خاصیت فاگوسیتی

—اپاندیمال: سلول های ستونی پوشاننده بطن های مغزی و کانال نخاع

آناتومی سیستم عصبی بخش دوم

اعمال پيشنهادی براي سلول های نروگلی به قرار زير است

1- پشتيبانی نرون هایCNS بدين معني كه ، همانند بافت پيوندی موجود در بخش های ديگر بدن عمل می كنند.

2- فاگوسيته كردن سلول های مرده و ضايعات سلولی ناشی از صدمات وارده به سيستم عصبی.

3- تنظيم الكتروليتی محيط و جابه جايی و يا حذف ميانجی ها.

4- دخالت در رشد و تكامل سيستم عصبی با هدايت نرون های در حال رشد در امتداد مسيرهای مناسب.

5- ساخت غلاف ميلين پيرامون بعضي از فيبرهای عصبي.

سلول های گليال را می توان به 2 دسته بزرگ تقسيم كرد:

الف) سلول های ماكروگلی شامل: آستروسيت ها، اليگودندروسيت ها، و سلول های اپانديم می باشند.

ب) سلول های ميكروگلی كه به عنوان بيگانه خوار عمل می كنند.

استروسيت ها سلول های ستاره ای شكلی هستند كه يون های پتاسيم اضافی را از فضای بين سلولی جذب مي كنند و تشكيل سد خونی- مغزی توسط آن ها می  باشد، برخی  ديگر از آستروسيت ها قادر به جابه جايي و يا حذف ميانجي های عصبی( گاما آمينو بوتيريک  اسيد و سروتونين) از ناحيه شكاف سيناپسي مي باشند، آستروسيت ها ممكن است دارای اعمال تغذيه كننده ای باشند.

اليگو دندروسيت ها مسئول تشكيل غلاف ميلين در اطراف بعضي از  فيبرهاي عصبي در CNS می باشند، در PNS اين وظيفه به عهده سلول های شوان است. سلول های شوان دارای منشائی متفاوت از سلول های گليال می باشند

ميلين سازی

سلول های شوان چند بار به دور آكسون مي پيچند، سپس سيتوپلاسم سلول شوان ناپديد مي شود و تنها لايه های متحد المركز غشای سلول شوان  كه پوشش ميلين را تشكيل می دهند، باقی می مانند.

غلاف ميلينی

غلافي سفيد رنگ و عايقی از جنس چربی می باشد و پيرامون رشته عصبی را فرا می گيرد.

آناتومی سیستم عصبی بخش دوماكثر اكسون های قطور توسط اين غلاف پوشيده شده اند. اين غلاف فواصل نيم ميلي متری رشته عصبی را نمی پوشاند و به اين فواصل گره های رانويه   nodes of ranvier گفته می شود. غلاف ميلين باعث رنگ سفيد بافت عصبي مي شود و باعث تشديد سرعت انتقال موج عصبي نيز مي گردد. فيبرهای سوماتيک و پيش عقده ای( پرده گانگليونيک) سمپاتيكی جزء رشته های ميلين دار و فيبرهای پس عقده ای سمپاتيكی جزء رشته های بدون ميلين هستند.

نرولما يا غلاف شوان

يك لايه نازک از سلول های پهن است ( سلول های شوان نه غشای سلول شوان) که به صورت تنگاتنگ اعصاب محيطي را در بر مي گيرند.( هم ميلين دار و هم بدون ميلين). نرولما برای توليد مجدد رشته های عصبي ضروری است. نرولما در مغز و نخاع وجود ندارد، بنابراين هنگامي كه رشته های عصبي موجود در CNS آسيب ببينند نمي توانند دوباره ساخته شوند و براي هميشه بدون كار باقي مي مانند.

رشته های عصبی

رشته های آدرنرژيک: آدرنالين و نورآدرنالين از انتهای خود رها می كنند.

رشته های كولينرژيک: از انتهای خود استيل كولين رها مي كنند

رشته های دوپامينرژيک: از انتهای خود دوپامين رها می كنند.

رشته های A: رشته هاي سوماتيک و ميلين دار هستند و سريع هدايت می كنند.

رشته هایB: رشته های پيش عقده ای و ميلين دار هستند و كند هدايت مي كنند

رشته هایC: رشته های پس عقده ای و بدون ميلين بوده و در هدايت كندترين هستند.

گانگليون( عقده)

تجمع اجسام سلوليganglion ناميده مي شود. مانند گانگليون های سمپاتيكي و پاراسمپاتيكي ؛ خارج ازCNS و گانگليون های قاعده ای(basal) ؛ داخلCNS

ماده خاكستری و ماده سفيد

ماده خاكستري شامل اجسام سلولي عصبي است كه در نوروگلي محصور شده اند و ماده سفيد شامل رشته های عصبی است كه در نروگلي محصور شده اند. ظاهر سفيد اين ماده به علت غلاف های ميلين می باشد. در مخ و مخچه  ماده خاكستری بيرون و ماده سفيد درون قرار دارد. و در نخاع ماده خاكستری درون و ماده سفيد بيرون قرار دارد.

واحد حسی يا درماتوم

منطقه ای از پوست كه توسط يک رشته عصبی حسی ، عصب دهي می شود؛ واحد حسي يا dermatome ناميده مي شود.

واحد حركتی

تعدادی از رشته های ماهيچه ای كه توسط يک عصب حركتي عصب دهی می شوند، واحد حركتی ناميده می شود.

اطلاعات

هر گونه واقعه و يا خبری از بدن و يا محيط اطراف كه دارای معني باشد information ناميده می شود.

ايمپالس عصبی

اطلاعات در طول يک رشته عصبی به صورت پتانسيل های عمل منتقل می شود، كه به اين پتانسيل های عمل ، ايمپالس گفته می شود.

سيگنال عصبی

به طرح كلی انتقال ايمپالس روی هم رفته، سيگنال عصبی گفته می شود.

غشای سلولی و نفوذپذيری نسبت به يون ها

مايع داخل سلولی در مقايسه با مايع خارج سلولي محتوی مقدار كمی سديم و كلر، و در عوض دارای مقدار زيادی پتاسيم و يا يون های منفی با ماهيت پروتئينی است. بديهی است كه دليل برقراری و حفظ اين تفاوت ها بين مايع خارج سلولی و مايع داخل سلولی وجود غشای سلول است.

غشای سلولی ساختمانی دو لايه ای يا مضاعف(gorter) از ملكول های ليپيدی است كه انواع متفاوتی از ملكول های پروتئينی را در ميان خود جای داده است. ضخامت غشاء در حدود 8 تا 10 نانو متر است.

پروتئين های غشايی به دو نوع عمده تقسيم مي گردند: پروتئين هاي آلفا هليكس چوب يا ميله مانند و پروتئين های كروی. پروتئين های آلفا هليكس به عنوان گيرنده پيام اورهای گوناگون خارج سلولی از قبيل هورمون ها و ميانجی های عصبی عمل كرده و آنتی بادی ها را نيز تشخيص مي دهند. پروتئين های كروی به عنوان كانال هايی عمل می كنند كه از طريق آن ها يون ها می توانند از عرض غشاء عبور نمايند.

كانال های يونی

كانال های يونی دارای اهميت بسيار زيادی در عمل سلول های عصبی می باشند، كانال های يونی می توانند به انواع:

بدون دريچه ، درچه دار ولتاژي و دريچه دار شيميايي تقسيم گردند.

كانال ها می توانند به يک تغيير ولتاژی و  يا یک  تغيير شيميايی، باز و بسته گردند( كانال های دريچه دار) و يا كانال هايی كه احتمالا"  كنترلي بر روی آن ها وجود ندارد ( كانال های بدون دريچه).كانال های يونی غشاء شرايط مناسبي را ايجاد می كنند كه در طی آن يون ها به همراه ملكول های آب همراهشان اجازه می يابند از غشا عبور نمايند.

كانال ها از مجموعه هايی از قطعات ميان غشايي درست شده اند، قطعات ميان غشايي محتوی آلفا هليكس هايی از يک پروتئين محوری هستند كه زنجيره های اسيد آمينه ای جانبی از آن خارج گرديده است ، كانال ها محيطی پولار يا قطبي هستند و خيلي بزرگ هستند كه از ميان آن ها يون ها می توانند عبور كنند.

نرون به روایت تصویر:

آناتومی سیستم عصبی بخش دوم

مقطع عرضی نخاع

  • —ماده خاکستری شبیه H.
  • —شامل شاخ قدامی VH و خلفی DH.
  • —ماده خاکستری ارتباطی GC.
  • —ماده سفید به صورت ستون هایی در اطراف ماده خاکستری شامل 6 ستون قدامی، طرفی و خلفی.
  • —در سطح خارجی نخاع، نرم شامه.
  • —شکاف قدامی میانی.
  • —شیار خلفی میانی.
  • —شیارهای قدامی و خلفی طرفی.

آناتومی سیستم عصبی بخش دوممغز

از دو نيمكره كه توسط پلي از ماده سفيد به هم وصل شده اند ٬ تشكيل شده است. هر نيمكره از يک ناحيه سطحي (ماده خاكستری) و يك ناحيه مركزی (ماده سفيد) تشكيل شده است.در وسط ماده سفيد تجمع جسم سلولی نورون ها هسته های داخلی را بوجود می آورند.ماده سفيد از رشته های ميلين دار و بافت پشتيبان و رگ ها تشكيل يافته است.

ماده خاكستری مغز از طبقات ذيل تشكيل يافته است:

طبقه ذره ای٬ طبقه دانه دار خارجی ٬ طبقه هرمی خارجي ٬ طبقه دانه دار داخلي ٬ طبقه هرمی داخلي (حاوی بزرگترين نورون های مغز به نام بتز) و طبقه چند شكلي.

مخچه

بخشی از مغز خلفی hindbrain است،واقع در حفره کرانیال خلفی پشت بصل النخاع و پل مغزی توسط چادر مخچه از سطح تحتانی مغز  جدا می شود. تنطیم تونوس عضلات ارادی بدن و مرکز کنترل حرکات ارادی و تعادل بدن متشکل از دو نیمکره و یک بخش میانی بنام ورمیس (کرمینه)هر نیمکره مخچه عضلات همان طرف بدن را کنترل می کند

آناتومی سیستم عصبی بخش دومساختمان مخچه

—متشکل از دو بخش ماده خاکستری و سفید.

—ماده خاکستری: تجمع جسم سلول های عصبی كه در سه لايه (ذره اي گلژی و دانه دار) قرار گرفته اند.

ماده سفید: تجمع الیاف میلین دار است كه در وسط ماده خاكستری واقع شده است.

منبع: اختصاصی elmevarzesh.com