افراد برجستهای که در اندیشه ایدهآلیستی مؤثر بودند عباترند از :افلاطون در یونان باستان و بعد از او دکارت، برکلی، کانت و هگل را در تاریخ معاصر میتوان نام برد.
جهان و هستی از دیدگاه ایدهآلیست ها
مشخصه و ویژگی جهان، ذهنی و روحی است، یعنی هر آنچه که واقعیت دارد در نهایت ذهنی و در نتیجه شخصی است.
ماهیت معرفت و دانش از دیدگاه مکتب ایدهآلیسم
پاسخ این سؤال در روش دانستن، موضوع دانش و معیار حقیقت بیان میشود. روش دانستن این مکتب در سه مرحله زیر خلاصه میشود:
1- اغتشاش در ذهن، که ما را به مطالعه و تحقیق میکشاند.
2- تحلیل این نابسامانی و بررسی جوانب آن.
3- مربوط کردن نتایج تحلیل با تجربه خودمان، یعنی در این مرحله به ترکیب تحلیل های خود میپردازیم.
ایدهآلیست ها در مورد موضوع «آگاهی» میگویند چون انسان واقعیت روحی است بنابراین موضوعاتی که میتواند بشناسد نیز واقعیت های روحی هستند. یعنی انسان نمیتواند به موضوعات واقعی یا غیرذهنی، علم پیدا کند.معیار حقیقت یا معرفت صحیح از دیدگاه ایدهآلیست ها «انسجام» است. یعنی معتقدند که اگر اندیشهای اجزا و عناصر درونی آن با هم انسجام داشته باشد، آن دانش به حقیقت نزدیکتر است.
ملاک ارزش ها از دیدگاه ایدهآلیسم
ارزش ها در این مکتب نیز جنبه ذهنی دارد زیرا ارزش های مثبت، همان تجلیات روح مطلق است. برای نمونه محبت و عشق تجلیی از روح مطلق است و انسان نسبت به آن ها احساساتی دارد.
مبانی تربیتی ایدهآلیسم
تعلیم و تربیت فرآیندی است که هدف و غایتی دارد که همان تحقق روحی انسان است.مدرسه به عنوان یک نهاد اجتماعی در نظر گرفته میشود. از آنجا که نهادهای اجتماعی محلی است که روح مطلق در آن تجلی میکند بنابراین حالت اجتماعی تعلیم و تربیت ضرورت پیدا میکند.
برنامه درسی :ایدهآلیست ها معتقدند اجزای تشکیلدهنده روح انسان راهنمای خوبی برای تعیین مواد آموزشی است. لذا سه جنبه فکری ـ عقلی، احساسی و ارادی برای روح قائل هستند. از این رو علوم و مسائل علمی به جنبه فکری ـ عقلی روح انسان مربوط میشود. اَشکال مختلف هنر پاسخی است به جنبه احساسی روح. درس هایی که ناظر به عمل هستند مثل تاریخ و نیز فعالیت های مختلفی که مظهر اراده هستند برای پرورش اراده پیشنهاد میشود.
اصول و روش تدریس: اصیل ترین اصل در تدریس اصل «فعالیت خود» است، زیرا روح انسان از اینطریق خود را تحقق میبخشد. یعنی تعلیم و تربیت باید بر فعالیت هایی که خود فرد انجام میدهد استوار باشد. در این دیدگاه فعالیت های معلم، مثل مواد خام و زمینههایی است که هر فردی براساس اراده خود آن مواد را مورد استفاده قرار میدهد. بر اصل فوق، سه اصل دیگر نیز استوار میشود:
1- اصل تقلید 2- اصل رغبت 3- اصل کوشش
روش های تدریس از نظر ایدهآلیست ها دو دسته هستند:
1- روش های منطقی که با اتکا به مباحث منطقی ایجاد میشود مثل روش «دیالکتیک» که یک نوع آن دیالکتیک سقراطی است، که این روش از طریق تعارض و گفت و گو پیش میرود. روش تحلیل و ترکیب اندیشهها، روش استقرایی و قیاس، از نمونههای دیگر روشهای منطقی است. همه این روش ها در تدریس استفاده میشود اما ایدهآلیسم برای روش دیالکتیک اصالت بیشتری قائل است.
2- روش های عمومی: روش سخنرانی (معلم در تدریس به عنوان سخنگو است)، روش پروژه (هم به جنبههای عملی و هم آزمایشی درس توجه میشود)، روش حل مسئله (که دارای مراحل مواجهه با مشکل، جمعآوری اطلاعات، طرح کردن فرضیه، کاربرد فرضیه و نتیجهگیری است) همگی صورت های مختلف روش های عمومی هستند (باقری 1368).
تربیت بدنی از دیدگاه ایدهآلیسم
در مکتب ایدهآلیسم رشد و توسعه بدنی ضمن اینکه بخشی از سلسله مراتب ارزش ها را تشکیل میدهد. با این وجود عموماً در قعر توتم پرستی اهداف واقع شده است (خالدان 66 ـ 1365).
به علاوه با کاربرد اصول کلی ایدهآلیسم در تربیتبدنی، مفاهیم و تصوراتی مثل اینکه قلمرو تربیتبدنی و ورزش فراتر از جنبههای جسمانی است، شکل میگیرد. حتی اگر ذهن و جسم در یک قالب تکامل یابند، در حقیقت ایدهآلیسم بر تکامل ذهن و جریان فکری تأکید دارد. آمادگی جسمانی و حرکت جسمانی به دلیل تأثیر آن بر توسعه شخصیت اهمیت پیدا میکند. در تربیتبدنی و برنامه ورزشی ایدهآلها باید مورد تأکید قرار گیرند. معلم به ویژه از لحاظ شخصیت و ارزش ها، الگوی دانشآموزان است. لذا در این دیدگاه تکامل شخصیت اهمیت بیشتری دارد (بهرام و خلجی 1364).
اِشکال هایی که بر این مکتب وارد میشود به شرح زیر است:
1- ایدهآلیست ها در جهانشناسی، «ادراک» را با «وجود» مساوی گرفتهاند. این موضوع از نظر متافیزیکی و فیزیکی و فلسفی قابل تأمل است. چون مفاهیم ادراک و وجود نه تنها تطابق ندارند بلکه با هم متباین نیز هستند. بدیهی است که احساسات متوالی و گوناگون نظیر احساس شب و روز، فصول مختلف، رنگ، بوی گل ها و غیره حکایت از واقعیت خارجی میکند نه وجود ذهنی صرف.
نقد و ارزیابی ایدهآلیسم
1- در معرفتشناسی، معیار حقیقت نزد ایدهآلیست ها انسجام درونی یک اندیشه و هماهنگی آن با سایر اندیشههاست. این بیان در قلمرو دانش هایی چون علومی که مبتنیبر جهان خارج است به تنهایی قابل قبول نیست. بلکه مراجعه به امور واقع در جهان خارج، معیار کافی است (باقری 1368)
2- در مورد آموزش و پرورش و برنامه درسی، ایدهآلیست ها از واقعیت های جهان محسوس غافل ماندهاند زیرا توجه خود را بیشتر به رشد روحی و عاطفی انسان معطوف داشتهاند و جنبه مهم «روانی ـ حرکتی» را در برنامههای درسی نادیده گرفته و یا در مورد آن توجه کافی مبذول نداشتهاند.
منبع: کتاب اصول و مبانی تربیت بدنی دکتر خلجی


نظرتان را برای ما بنویسید. اگر هم در خصوص موضوعی سوال دارید، چنانچه اطلاعات کافی در مورد آن داشته باشیم در طی 48 ساعت (سعی می کنیم) پاسخ خواهیم داد.