چاقی به‌خودی‌خود سرطان ایجاد نمی‌کند؛ آنچه واقعاً اتفاق می‌افتد این است که بافت چربی اضافه، به‌خصوص چربی احشایی دور کمر، بدن را وارد یک وضعیت زیستی می‌کند که رشد سلولی غیرطبیعی در آن راحت‌تر اتفاق می‌افتد. طبق گزارش رسمی گروه کاری مؤسسه‌ی بین‌المللی تحقیقات سرطان (IARC) و مرورهای علمی جدیدتر، این اتفاق از پنج مسیر مشخص می‌گذرد: التهاب مزمن، مقاومت به انسولین، اختلال در هورمون‌های جنسی، به‌هم‌خوردن تعادل آدیپوکاین‌ها، و تضعیف نظارت ایمنی بدن بر سلول‌های غیرطبیعی.

التهاب مزمن و خفیف

بافت چربی فقط یک انبار انرژی نیست؛ یک اندام فعال است که پروتئین‌های التهابی ترشح می‌کند. وقتی سلول‌های چربی بیش از حد بزرگ می‌شوند (که در چاقی اتفاق می‌افتد)، دچار کمبود اکسیژن موضعی می‌شوند و سلول‌های ایمنی، به‌خصوص ماکروفاژها، را به خودشان جذب می‌کنند.

طبق یک مرور جامع منتشرشده در سال ۲۰۲۵، این ماکروفاژها به‌جای حالت ضدالتهابی معمول، به حالت التهابی تغییر می‌کنند و سیتوکین‌هایی مثل TNF-α، IL-6 و IL-1β ترشح می‌کنند. این وضعیت که «التهاب مزمن درجه‌پایین» نام دارد، برخلاف التهاب حاد (مثلاً بعد از یک زخم) که موقتی و ترمیمی است، سال‌ها ادامه پیدا می‌کند و می‌تواند به آسیب DNA تجمعی و تسهیل رشد تومور منجر شود.

مقاومت به انسولین و افزایش IGF-1

التهاب مزمن مسیر دوم را هم فعال می‌کند: مقاومت به انسولین. وقتی سلول‌های بدن نسبت به انسولین کمتر پاسخ می‌دهند، پانکراس برای جبران، انسولین بیشتری ترشح می‌کند. سطح بالای انسولین در گردش خون، سطح فاکتور رشد شبه‌انسولینی (IGF-1) را هم بالا می‌برد.

IGF-1 نقش طبیعی‌اش تحریک رشد و تقسیم سلولی است — دقیقاً همان فرایندی که در صورت خارج شدن از کنترل، به رشد تومور کمک می‌کند. طبق مرورهای علمی، این مسیر یکی از قوی‌ترین ارتباط‌ها را با سرطان‌های روده، رحم و پستان نشان داده است.

اختلال در هورمون‌های جنسی

بافت چربی محل تولید استروژن هم هست، نه فقط تخمدان‌ها. در افراد چاق، به‌خصوص بعد از یائسگی (زمانی که تخمدان‌ها دیگر منبع اصلی استروژن نیستند)، بافت چربی اضافه می‌تواند سطح استروژن بدن را به‌طور قابل‌توجهی بالا نگه دارد.

سطح مزمن بالای استروژن با رشد برخی سلول‌های سرطانی حساس به هورمون، به‌خصوص در سرطان پستان بعد از یائسگی و سرطان رحم، مرتبط است. این دقیقاً دلیلی است که چرا این دو سرطان در فهرست ۱۳ نوع سرطان مرتبط با چاقی که IARC اعلام کرده، جایگاه برجسته‌ای دارند.

بی‌نظمی آدیپوکاین‌ها (لپتین و آدیپونکتین)

این مسیر کمتر شناخته‌شده ولی به‌ همان‌ اندازه مهم است. سلول‌های چربی دو پروتئین کلیدی ترشح می‌کنند که اثرات متضاد دارند:

  • لپتین: در چاقی افزایش می‌یابد و طبق مطالعات، می‌تواند تکثیر سلولی، رگ‌زایی تومور (ساخت رگ‌های خونی جدید برای تغذیه‌ی تومور) و فرار سلول‌های سرطانی از سیستم ایمنی را تحریک کند.
  • آدیپونکتین: برخلاف لپتین، اثر ضدالتهابی و ضدتوموری دارد، اما در چاقی سطح آن کاهش می‌یابد.

نتیجه، یک تعادل مختل‌شده به نفع رشد سلولی است: لپتین بالا و آدیپونکتین پایین. طبق یک مطالعه روی سرطان آندومتر (رحم)، سطح پایین آدیپونکتین با افزایش نزدیک به ۳۶ درصدی خطر این سرطان همراه بود.

تضعیف نظارت ایمنی بدن بر سلول‌های غیرطبیعی

این مسیر کمتر از همه در محتوای فارسی دیده می‌شود، در حالی که یکی از یافته‌های نسبتاً تازه‌ی علم ایمونولوژی است. به‌طور طبیعی، سلول‌های ایمنی به نام NK (کشنده‌ی طبیعی) و لنفوسیت‌های T، وظیفه‌ی شناسایی و از بین بردن سلول‌های غیرطبیعی بدن، از جمله سلول‌های پیش‌سرطانی، را برعهده دارند — این فرایند را «نظارت ایمنی» (Immunosurveillance) می‌نامند.

طبق پژوهشی که در مجله‌ی Nature Immunology منتشر شد، در شرایط چاقی، اسیدهای چرب آزاد اضافی در جریان خون وارد سلول‌های NK می‌شوند و مسیر متابولیک آن‌ها را به‌طور جدی مختل می‌کنند؛ پژوهشگران این حالت را «فلج متابولیک» سلول NK نامیده‌اند. نتیجه این است که این سلول‌ها دیگر نمی‌توانند به‌خوبی به سلول‌های تومورمانند حمله کنند. مطالعات بعدی نشان دادند لپتین (که در چاقی افزایش می‌یابد) می‌تواند لنفوسیت‌های T را هم دچار «خستگی ایمنی» کند و اثر مشابهی روی توانایی بدن برای مقابله با سلول‌های سرطانی بگذارد.

نکته‌ی امیدوارکننده این‌جاست که این وضعیت، برخلاف آسیب دائمی، قابل‌برگشت توصیف شده است: در مطالعات حیوانی، با کاهش وزن از طریق تغییر رژیم غذایی، عملکرد این سلول‌های ایمنی تا حد زیادی بازیابی شد.

این پنج مسیر مستقل از هم نیستند

این مسیرها جدا از هم عمل نمی‌کنند؛ در واقع یکدیگر را تقویت می‌کنند. التهاب، مقاومت به انسولین را بدتر می‌کند؛ مقاومت به انسولین، سطح IGF-1 و لپتین را بالا می‌برد؛ افت آدیپونکتین، اثر ضدالتهابی طبیعی بدن را از بین می‌برد؛ و همین چربی‌های اضافی که این چرخه را می‌چرخانند، دقیقاً همان چیزی هستند که سلول‌های ایمنی نظارتی بدن را هم فلج می‌کنند. به همین دلیل، در علم پزشکی این مجموعه را یک «حلقه‌ی خودتقویت‌شونده» می‌نامند، نه یک عامل خطر منفرد.

همین موضوع توضیح می‌دهد چرا محل ذخیره‌ی چربی مهم است: چربی دور کمر (احشایی)، برخلاف چربی زیرپوستی، مستقیماً به کبد و گردش خون پورتال متصل است و از نظر متابولیکی فعال‌تر عمل می‌کند — برای همین در مطالعات، دور کمر معمولاً پیش‌بینی‌کننده‌ی قوی‌تری نسبت به وزن یا BMI کلی است.

این یعنی چه در عمل؟

خبر خوب این است که این مسیرها همگی قابل‌برگشت هستند. کاهش وزن و کاهش چربی احشایی، سطح التهاب، انسولین و لپتین را کاهش و آدیپونکتین را افزایش می‌دهد — معمولاً طی چند هفته تا چند ماه از تغییر پایدار در رژیم غذایی و فعالیت بدنی. این یکی از دلایلی است که چرا کاهش وزن، حتی بدون رسیدن به وزن «ایده‌آل»، همچنان می‌تواند خطر را کاهش دهد؛ چون این مسیرهای زیستی به‌تدریج و متناسب با میزان بهبود شرایط بدن، اصلاح می‌شوند.

پرسش‌های متداول

آیا چاقی مستقیماً باعث سرطان می‌شود یا فقط خطر را بالا می‌برد؟

چاقی یک عامل خطر است، نه علت قطعی. از طریق چهار مسیر زیستی (التهاب، انسولین/IGF-1، هورمون‌های جنسی، آدیپوکاین‌ها) احتمال رشد سلولی غیرطبیعی را بالا می‌برد، اما به‌تنهایی تضمین‌کننده‌ی ابتلا نیست.

کدام مکانیسم قوی‌ترین ارتباط را با سرطان دارد؟

هیچ‌کدام به‌تنهایی غالب نیست؛ این چهار مسیر یکدیگر را تقویت می‌کنند. با این حال، مسیر انسولین/IGF-1 و اختلال هورمونی معمولاً قوی‌ترین شواهد را برای سرطان‌های روده، رحم و پستان دارند.

آیا کاهش وزن این آسیب‌ها را برمی‌گرداند؟

تا حد زیادی بله. سطح نشانگرهای التهابی، انسولین و لپتین معمولاً طی چند هفته تا چند ماه پس از کاهش وزن پایدار بهبود می‌یابد.

چرا چربی دور کمر خطرناک‌تر از چربی سایر نقاط بدن است؟

چون چربی احشایی مستقیماً به کبد و گردش خون مرکزی متصل است و از نظر متابولیکی فعال‌تر عمل می‌کند؛ برای همین اثر بیشتری روی التهاب و هورمون‌های بدن دارد.

آیا سیستم ایمنی بدن هم در این ماجرا نقش دارد؟

بله. مطالعات نشان داده‌اند چربی اضافی می‌تواند سلول‌های ایمنی مسئول شناسایی و از بین بردن سلول‌های غیرطبیعی (مثل سلول‌های NK) را دچار اختلال متابولیک کند؛ این یکی از مسیرهایی است که کمتر شناخته شده اما در مطالعات جدیدتر تأیید شده است.

منابع 
Obesity-driven inflammation and cancer risk: A comprehensive review. (مرور علمی، ۲۰۲۵). PubMed: pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/40714142
Lauby-Secretan B, Scoccianti C, Loomis D, et al. Body Fatness and Cancer — Viewpoint of the IARC Working Group. New England Journal of Medicine. 2016;375(8):794-798. DOI: 10.1056/NEJMsr1606602
Circulating Adipocytokines and Insulin Like-Growth Factors and Their Modulation in Obesity-Associated Endometrial Cancer. PMC: pmc.ncbi.nlm.nih.gov/articles/PMC10854745
Michelet X, Dyck L, Hogan A, et al. Metabolic reprogramming of natural killer cells in obesity limits antitumor responses. Nature Immunology. 2018;19(12):1330-1340. DOI: 10.1038/s41590-018-0251-7