ورزشکاری که در جریان شروع مسابقات قهرمانی جهان درسال ۲۰۱۴ مرد آهنی، سرتاسر رود گریک را شنا کرد (کرووی الکساندر)، دچار نوعی گرفتگی عضلات مزمن ناشی از خستگی و کوفتگی بدنی در طول افتتاحیه بازیها شد.
با وجود درد شدیدی که در ساق پای چپ خود احساس میکرد اما در طی مسیر از تمام جوانب منفی در حرکاتش کاسته و از انجام هرگونه حرکات اضافی خودداری میکرد تا از پدیدار شدن دوبارهی درد جلوگیری کند و اطمینان حاصل کند که دوباره این اتفاق رخ نخواهد داد.
الکساندر در طی۲۰ سالی که به رقابت پرداخته، بازو زده و به جلو پیشرفته بود و در بسیاری از مسابقات شنا شرکت کرده بود، تاکنون چنین دردی را تجربه نکرده بود. وی مجبور شد تا با بازسازی یک ریتم منقطع متناسب با مقتضای شرایط مسیر رود را شنا کند تا دوباره این آسیب به طور ناگهانی بروز نکند .به این ترتیب شیوهای اتخاذ کرد که بتواند در هر حرکت به سایر پای چپش را تحت کشش قرار دهد،با این امید که دوباره درد شدید ناگهانی در عضلهاش احساس نکند.
وی از دورهی اولیهی آموزشی فیزیوتراپی خود میدانست که علل زیادی میتواند وجود داشته باشد تا گرفتگی عضلانی در طی تمرین یا ورزش حادث شود، مانند کرامپ عضلانی ناشی از تروما طی یک حرکت ناگهانی.
خیلی از افراد نمیدانند که دو-سه دسته تارهای عصبی به عضلات اسکلتی عصب دهی میکنند و با یکدیگر تشکیل واحدهای عضلانی میدهند که اطلاعات واقعی و همزمان با وضع کنونی عضلات بدن و محیط اطراف عضلات را به دستگاه عصبی مرکزی یعنی مغز و نخاع میفرستد .بازخوردهای رسیده این اطمینان را در مورد فعالیت عضله، وضعیت، تنش، دما و محیط شیمیایی میدهد که این موارد دائماً کنترل و تنظیم میشود.
در مورد قضیهی «کرووی» آسیب ساقپای وی ناشی از سونامی تکانههای عصبی (سیگنالهای عصبی) بوده است که تقریباً بلافاصله از عضلهی آسیبدیده به صورت آنی به سمت دستگاه اعصاب مرکزی ارسال میشد.
به همان سرعت نیز، تودهی عصبی منشعب از قسمت پایینتر نخاع شروع به ارسال مکرر سیگنالهایی به سمت عضلهی ساقپا میکنند. بنابراین سبب سفت و دردناک شدن عضلهی ساقپا و انقباض شدید آن میشوند.
برخلاف گرفتگی عضلات ساقپای او، بیشتر گرفتگی عضلات مرتبط با تمرینات ورزشی، نه تنها آشکارا به علت (تروما) نیستند، بلکه ناشی از تغییرات پنهانی هستند که در طی زمان تمرین یا ورزش بوجود میآیند و در اثر پیوستن این عوامل با یکدیگر سبب انتشار تکانهها یا پیامهای عصبی میشوند.
صرف نظر از عوامل ایجادکنندهی گرفتگی عضلات دلیل اصلی این نوع آسیب به سیگنالهایی برمیگردد که اعصاب به عضلات ارسال میکنند (بیش فعالی) سیستم عصبدهی. تا زمانی که از ارسال این تکانهها جلوگیری نشود،سبب قفل شدن عضله یا همان کرامپ عضلانی میشوند.
توضیحاتی در مورد گرفتگی عضلات
به عبارت ساده، یک گرفتگی عضلات (کرامپ) همان عدم عملکرد طبیعی سیستم عصبی-عضلانی است،وقتی که اعصاب حرکتی و نورونهای آلفا حرکتی به شکل موثر و مداوم فعال میشود، به وقوع میپیوندد.
هر زمانی که یک عصب حرکتی فعال میشود، تمام سلولهای عضلانی نیز با این عمل همراه میشوند و انقباض را به حداکثر میرسانند. عملکرد عضلانی در هر حرکت بدن، متشکل از یک ریتم موزون دقیق و منظم از عمل اعصاب حرکتی است که در زمان مناسب فعال و غیر فعال میشوند.
این هماهنگی به دلیل این واقعیت است که هر عصب حرکتی دارای دهها هزار اتصالات عصبی به اعصاب مغز، اعصاب دیگر بخشهایی از ستون فقرات، ریز اعصاب موجود در داخل ستون فقرات(اینترنورونها) و اعصابی که اطلاعات را از عضلهی منقبض شده به دستگاه عصبی مرکزی میبرند (اعصاب حسی آوران). اثر کل این سیستم پیچیدهی عصبی تعیین کنندهی این موضوع است که آیا عصب حرکتی غیرفعال یا فعال شود.
در مقابل، کرامپ عضلانی به شکل هماهنگ مانند یک ارکست موسیقی همزمان رخ نمیدهد، بلکه دلیل ایجاد کرامپ عضلانی یک انفجار عصبی از نوفهها (سیگنالهای عصبی)هستند که بدون هیچگونه مانعی بر عضلات بمباران میشوند و سبب انقباض سلولهای عضلانی میشوند.
به منظور مهار جریان مداوم خروجی از اعصاب، نیاز به اعمال یک محرک بازدارندهی مؤثر است. تنها عملی که کشش بر روی یک عضلهی دچار کرامپ شدید انجام میدهد به کارگیری تنش در تاندون عضلات است؛ این تنش جریان تحریک مهار کنندهای را از تاندون به ستون فقرات افزایش میدهد که به طور موثرتری اعصاب حرکتی را تحریک میکند و باعث میشود تا اسپاسم و کرامپ در عضله به پایان برسد.
کشش میتواند گرفتگی عضلانی را متوقف کند، اما در حین انجام تمرین و مسابقه، کشش یک عضلهی دچار کرامپ به همان اندازهای که موثر است، غیر عملی است.
شواهد علمی جدید در مورد کرامپ عضلانی
ما همانطور که از تجربههای بدست آمده و دانش علمیمان میدانیم، میتوانیم کرامپ را گاهی اوقات با روشهای جایگزین مناسبی مانند تغذیه، هیدراتاسیون ( تأمین آب بدن)، کمکردن سرعت گامها و موزون قدم برداشتن، دریافت نمک کافی و یا کشش منظم روزانه، کاهش و یا حتی تسکین دهیم.
اما گاهی هم انجام تمام این کارها مانع ایجاد کرامپ عضلانی نمیشود. همانطور که «کرووی» بر اساس تجربهاش اظهار داشت که حتی کرامپ عضلانی در اوایل تمرینات و یا مسابقات نیز رخ میدهد، یعنی هنگامی که هیدراتاسیون، تغذیه و خستگی عضلانی فاکتورهای ایجاد کنندهی کرامپ نیستند.
تحقیقات جدید بر روی پیشگیری و معالجهی کرامپ عضلانی، میانجیهایی را در قالب فرمولاسیونی از ترکیبات اورگانیک که گیرندههای حسی داخل دهان را تحریک میکنند، شناسایی کردهاست. این ترکیبات معین بلافاصله با تاثیر بر روی کانالهای گیرندهی یونی ناپایدار (TPR) که بر روی غشای اعصاب قرار دارند، پیامهایی را از دهان به سمت مغز ارسال میکند.
به عنوان مثال؛ مغز ما احساسی که از بیشتر فلفلها دارد، حس تندی و گرمی است. علت آن است که تحریک گیرندههای (TPR) توسط فلفل همان گیرندههایی را تحریک میکند که حساس به گرما و حرارت خوراکیها و نوشیدنیها هستند.
تحریک کانالهای (TRP) مسیر عصبی را که از دهان به مغز منتقل میشود، فعال میکند و با سیگنالهای عصبی دیگری که به نخاع ارسال میکنند عملکرد اعصاب حرکتی را به حالت طبیعی باز میگردانند.
مطالعات آزمایشگاهی بر روی نمونههای انسانی نشاندهندهی آن است که تحریک کانالهای (TPR) با فرمولاسیون خاص که همان میانجیهای قوی فعالکنندهی این کانالها هستند، هر دو شدت و طول مدت کرامپ عضلانی را کاسته و آن را تسکین میدهد: ایجاد تحریک الکتریکی ارادی توسط خود شخص دچار آسیب کرامپ عضلانی در عضله با خم کردن شست پا به سمت داخل در حالی که زانو در وضعیت خمیدهی۹۰درجه قرار دارد.
مطالعات اخیر در مورد به کارگیری انقباضات ایزومتریک به صورت داوطلبانه توسط خود ورزشکار در تولید کرامپ عضلانی نشان داده است که بسیاری از ویژگیهای الکتریکی که منجر به کرامپهای عضلانی مرتبط با تمرینات ورزشی یا همان (EAMCs) میشوند را میتوان با استفاده از میانجیهای که فعالکنندهی کانالهال (TPR) هستند، کاهش داد.
یک زمینه تحقیقات بر روی ورزشکاران استقامتی که در طی تمرینات معمول آنها انجام گرفت نشاندهندهی کاهش در تعداد دفعات و طول مدت کرامپ در زمانی که این ترکیبات را ۱۵تا۳۰ دقیقه قبل از تمرین انجام دادند، شد.ی کی دیگر از فواید مصرف این فرمولاسیونهای محرک، کاهش درد عضلانی پس از تمرین و ریکاوری عضلانی سریعتر است.
گرچه تحقیقات بسیاری باید انجام شود و نتایج آنها تایید شوند تا وجود سایر فواید حاصل از تحریکات این کانالها اثبات شود، که در حال حاضر این امکان بسیار دور از دسترس است. ارتباط دهان به مغز-مغز به ماهیچه، که پیش از این اشاره شد، تنها نشان دهندهی اینست که نوشیدن محلول کربوهیدرات به عملکرد دوچرخهسواران کمک میکند نه ایجاد فواید دیگر…
به این ترتیب باید به عملکرد عضلانی-عصبی توجه کرد و دانست که هنگام کرامپ عضلانی تنها عضله نیست که تحت تاثیر قرار میگیرد و این عارضه دستگاه عصبی مرکزی به طور جدی تحتالشعاع خود قرار میدهد. چون باید عصب-عضله هماهنگ و سازگار با یکدیگر کار کند.
تهیه و ترجمه: elmevarzesh.com


نظرتان را برای ما بنویسید. اگر هم در خصوص موضوعی سوال دارید، چنانچه اطلاعات کافی در مورد آن داشته باشیم در طی 48 ساعت (سعی می کنیم) پاسخ خواهیم داد.