اصطلاح ترکیبات بدنی به نسبت توده چربی (FM) و توده فاقد چربی (FFM) که توده بدنی را تشکیل می‌دهند اتلاق میشود. در سال ۱۹۹۲ یک مدل پنج سطحی برای تحقیقات ترکیبات بدنی پیشنهاد گردید که عبارت بود از سنجش سطح اتمی، مولکولی، سلولی، بافت – اندام، و کل بدن. هر سطح دارای قسمت‌های مختلف است و می‌توان آن را به دو، سه یا چهار قسمت تقسیم کرد. نحوه اندازه گیری و یا تخمین این قسمت‌ها متفاوت است مانند تست بادی کامپوزیشن که هر یک از آن‌ها در ادامه توضیح داده خواهد شد.

ترکیب بدن در حوزه‌های سلامت و ورزش مورد توجه است و بیشتر با شاخص‌هایی چون میزان چربی در افراد چاق و توده عضلانی در جمعیت مسن مورد توجه قرار می‌گرفت. در عملکرد ورزشی، تغییرات در ترکیبات بدنی، مانند کاهش توده چربی و افزایش توده فاقد چربی اغلب به عنوان شاخص عملکرد موفق و با هدف امکان مداخلات متعدد در این ترکیبات بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرد.

در طول سال‌ها، روش‌های متعددی برای اندازه‌گیری این ترکیبات پیشنهاد و مورد استفاده قرار گرفته‌اند، که هر یک از این روش‌ها احتمالاً در زمینه‌های خاصی کاربرد دارد. معمولاً سعی می‌گردد بین دقت و قابلیت اطمینان، و هزینه و عملی بودن، توازن برقرار شود.

  • توده چربی: مجموع تمام چربی‌های بدن.
  • توده فاقد چربی: توده‌ای شامل بافت عضلانی، استخوان، اندام ها، مواد معدنی، خون که فاقد چربی هستند.

تست بادی کامپوزیشن چیست؟

تست بادی کامپوزیشن داده‌هایی را ارائه می‌دهد که نمیتوان آن‌ها را صرفا از روی وزن بدنی فهمید، مانند نسبت وزنی توده چربی. برای مثال، یک مربی ممکن است بر اساس وزن یا BMI، فردی را دارای اضافه وزن تشخیص دهد. با این حال، سنگین‌تر بودن ممکن است در برخی از ورزش‌ها یک مزیت باشد، البته اگر بخش بیشتری از وزن را توده عضلانی تشکیل دهد (مانند یک فورواردر در ورزش راگبی).

ترکیبات بدنی ممکن است در ورزش‌هایی که افزایش وزن در آن‌ها مهم بوده و نیاز است که نسبت توده چربی (FM) و توده فاقد چربی (FFM) در حین فرآیند کات برای مسابقه اندازه گیری شود، کاربرد داشته باشد. در دوندگان، بیشتر بر روی نسبت نیرو بر وزن تمرکز می‌شود و از طریق تست بادی کامپوزیشن سعی می‌کنند عملکرد فرد را در رقابت بهبود بخشند.

از طرف دیگر، تست بادی کامپوزیشن را می‌توان برای تعیین اینکه آیا ورزشکار به اندازه کافی برای عملکرد خود انرژی مصرف می‌کند یا خیر، مورد استفاده قرار داد. پژوهش‌هایی که بر روی سه‌گانه زنان ورزشکار انجام شده، نشان داده است که کمبود انرژی (همانطور که با استفاده از توده فاقد چربی تعیین می‌شود) می‌تواند تأثیرات منفی بر چندین شاخص سلامتی مانند تراکم استخوان داشته باشد.

واضح است که تست بادی کامپوزیشن می‌تواند داده‌های ارزشمندی را برای تعدادی از ورزشکاران فراهم کند. اندازه‌گیری عینی ترکیبات بدنی در ابتدا، و سپس در مقاطع زمانی متعدد، می‌تواند در تشخیص اثربخشی اقدامات مختلف، مانند استفاده از یک رژیم غذایی خاص، اطلاعات بسیار مفیدی را به ما بدهد؛ زیرا داده‌های عینی به وضوح اثربخشی یک مداخله را نشان می‌دهند، و اگر به طور منظم بررسی شوند، می‌توانند امکان ایجاد تغییرات را فراهم کند.

تست بادی کامپوزیشن چگونه انجام می‌گردد؟

تست بادی کامپوزیشن

تست بادی کامپوزیشن را می‌توان به روش‌های مختلفی انجام داد؛ با روش‌هایی که از نظر فنی، هزینه و دقت متفاوت هستند. تنها روش اندازه گیری کاملاً دقیق، تجزیه و تحلیل و تشریح کل ترکیبات بدنی است که با عنوان «تجزیه و تحلیل بدنی بروکسل» شناخته می‌شود.

با توجه به این موضوع، هیچ تکنیک درون تنی برای تجزیه و تحلیل ترکیبات بدنی وجود ندارد که دقت صد در صدی داشته باشد، بنابراین تست بادی کامپوزیشن یک روش تخمینی است که اغلب بر اساس فرضیات مربوط به نسبت‌ها و ویژگی‌های نسبت توده چربی، توده فاقد چربی، آب، پروتئین و سایر مواد معدنی انجام می‌گردد.

روش‌هایی که به احتمال زیاد برای عموم قابل دسترس‌تر هستند شامل روش‌های اندازه گیری با کولیس و روش امپدانس بیوالکتریکی هستند، اما آزمایشگاه‌های پژوهشی و تیم‌های ورزشی حرفه‌ای ممکن است به روش‌های وزن‌کشی هیدرواستاتیک، روش جذب‌سنجی اشعه ایکس با انرژی دوگانه، و روش پلتیسموگرافی کل بدن دسترسی داشته باشند.

هر روشی مزایا و معایب خود را دارد و احتمالاً هیچ تکنیکی وجود ندارد که برای تمامی موقعیت‌ها بهینه باشد. این موضوع در بخش‌های بعدی مورد بحث قرار خواهد گرفت.

روش جذب‌سنجی اشعه ایکس با انرژی دوگانه (DXA)

تست بادی کامپوزیشن

این روش بر اساس یک مدل سه بخش اجرا می‌گردد که محتوای مواد معدنی استخوان، توده چربی و توده فاقد چربی را مورد اندازه گیری قرار می‌دهد. روش جذب‌سنجی اشعه ایکس با انرژی دوگانه تمام بدن شامل این است که فرد تقریباً ۸ دقیقه روی یک اسکنر باز دراز می‌کشد، در حالی که دستگاه در طول بدن حرکت می‌کند و با استفاده از دو پرتو اشعه ایکس، بدن را اسکن می‌کند.

هر چه انرژی بیشتری جذب شود، یعنی بافت متراکم‌تر می‌شود. دو نوع انرژی برای تخمین جذب بافت نرم و استخوان مورد استفده قرار می‌گیرد.

DXA ابزاری کلیدی و استاندارد برای اندازه گیری و تشخیص استئوپنی و پوکی استخوان در نظر گرفته می‌شود. این روش سریع و غیر تهاجمی است و صرفا افراد را در معرض مقدار اندکی تابش اشعه قرار می‌دهد. DXA همچنین دارای مزایای دیگری مانند ارائه تجزیه و تحلیل ترکیبات ناحیه‌ای از بدن است که ممکن است هنگام بررسی تراکم استخوان در برخی از ورزشکاران مورد توجه باشد.

اگرچه این روش اغلب به عنوان یکی از دقیق‌ترین روش‌های تجزیه و تحلیل ترکیبات بدنی در نظر گرفته می‌شود، اما محدودیت‌هایی نیز دارد. در ورزشکاران، داده‌های طولی از اندازه‌گیری‌های مکرر ترکیبات بدنیشان ممکن است تحت تأثیر سطوح گلیکوژن عضلانی، وضعیت هیدراتاسیون و تغییرات در متابولیت‌های عضلانی مانند کراتین قرار گیرد. این محدودیت ممکن است منجر به ارائه نادرست توده فاقد چربی گردد، بنابراین این محدودیت‌ها بایستی هنگام تفسیر نتایج در نظر گرفته شوند.

روش اندازه گیری چربی بدن با کولیس

کولیس‌های پوستی، چین و بافت چربی زیر جلدی را اندازه می‌گیرند و فشار ثابتی به محل وارد می‌کنند. مبنای این اندازه‌گیری این فرض است که بافت چربی به روشی قابل پیش‌بینی فشرده می‌شود و ضخامت پوست ناچیز است و فشردگی دو لایه نشان‌دهنده یک لایه منفرد فشرده نشده از بافت چربی است. نتایج اندازه‌گیری‌ها در این روش بر حسب میلی‌متر نشان داده می‌شود، که می‌توان آن را با ده‌ها معادله برای افراد مختلف به درصد چربی بدن تبدیل کرد.

یکی از محدودیت روش کولیس این است که این اندازه‌گیری‌ها به توانمندی و دقت فردی که اندازه‌گیری می‌کند وابسته است. برای به حداقل رساندن خطای فنی اندازه‌گیری، مکان‌ها و تکنیک‌های اندازه‌گیری قبلاً تعریف شده‌اند. پزشکان می‌توانند در اندازه گیری‌های آنتروپومتریک از طریق انجمن بین المللی پیشرفت کیانتروپومتری (ISAK) تایید صلاحیت شوند.

پزشکان باید نقاط مختلف چین خوردگی پوست، دور و وسعت آن را ارزیابی کرده و این مقادیر را به همراه مقادیری که در مرحله تکرار اندازه گیری کرده‌اند (در صورت انجام) به یک آنتروپومتریست سطح ۴ گزارش کنند. مطالعات گذشته نشان داد که اندازه‌گیری‌های چین‌خوردگی‌هایی که فقط یک سانتی‌متر از محل‌های تعریف‌شده توسط ISAK فاصله گرفته‌اند، تفاوت‌های قابل‌توجهی در مقادیر اندازه‌گیری ایجاد کرده اند. این نشان دهنده اهمیت دقت در انجام این روش است که به چه میزان می‌تواند در اندازه گیری‌ها تاثیر گذار باشد. بنابراین، پایایی آزمون بسیار مهم است.

پلتیسموگرافی کل بدن (Bod Pod)

تست بادی کامپوزیشن

پلتیسموگرافی جابجایی هوا (ADP) می‌تواند امکان محاسبه ترکیبات بدنی را از طریق یک مدل ۲ قسمتی، بر اساس فرضیات مقدار مقادیر ثابت برای چگالی توده چربی و توده فاقد چربی فراهم کند. ADP حجم بدن را با اندازه‌گیری کاهش حجم محفظه ناشی از ورود ورزشکار به محفظه‌ای با حجم هوای ثابت تعیین می‌کند. وزن بدن و حجم بدن با این روش تعیین گشته و جرم تقسیم بر حجم معیاری از چگالی به دست می‌دهد.

این اندازه گیری نیز یک روش غیر تهاجمی و سریع است، با مزیت‌عدم نیاز به قرار گرفتن در معرض تابش اشعه. پژوهش‌هایی که بر روی گروهی از ورزشکاران زن انجام گرفت، نشان داد که روش BodPod در مقایسه با روش DXA، یک معیار معتبر برای سنجش میانگین ترکیب بدنی در مقایسه با DXA در ورزشکاران زن است.

با این حال، تحقیقات حاکی از وجود تفاوت ۵.۳٪ بین روش BodPod و مدل‌های چهار مرحله‌ای با وجود ۱۵٪ خطا است. روش BodPod همچنین دقت محدودی را در سنجش تغییرات نشان داده است که در طول زمان اندازه گیری شده اند. در نتیجه در انتخاب این روش برای ورزشکاران باید به این نکته توجه کرد.

روش هیدرو دانسیتومتری (وزنکشی زیر آب)

روش هیدرو دانسیتومتری که با عنوان «وزنکشی هیدرواستاتیک» یا «وزنکشی زیر آب» نیز شناخته می‌شود، روشی بسیار شبیه به BodPod است. در این روش نیز مانند روش BodPod حجم بدن اندازه گیری میشود، اما با این تفاوت که حجم بدن به جای اندازه گیری بر اساس میزان جابه جایی باد، بر اساس میزان جابه جایی آب اندازه گیری می‌گردد.

بعد از اینکه چگالی بدن تعیین شد، درصد چربی بدن تخمین زده می‌شود. این تخمین نیز مبتنی بر فرضیاتی در مورد تراکم توده فاقد چربی است که ممکن است با سن، جنسیت، نژاد و وضعیت تمرینی متفاوت باشد. این محدودیت باعث می‌شود استفاده از این روش در ورزشکاران محدود شود.

اگرچه این روش قبلاً توسط کالج پزشکی ورزشی آمریکا به عنوان استاندارد طلایی در نظر گرفته می‌شد، اما دچار میزانی از خطا نیز هست. نتایج به شدت به عملکرد آزمودنی وابسته است، و از آنجایی که فرآیند به خودی خود ناراحت کننده است، ممکن است برای به دست آوردن یک اندازه گیری معتبر، چندین آزمایش لازم باشد. به عنوان مثال، تلاش‌های ناموفق برای خالی کردن تمام هوا از ریه‌ها یا حباب‌های هوا در مو یا لباس شنا می‌تواند منجر به بروز خطا در اندازه گیری گردد.

روش تجزیه و تحلیل امپدانس بیوالکتریک (BIA)

تست بادی کامپوزیشن

این روش بر این مفهوم استوار است که جریان الکتریکی در بدن با سرعت‌های مختلف بسته به ترکیب آن جریان دارد. این شامل عبور جریان الکتریکی سبک از بدن و تعیین ترکیب بدن از طریق مقاومت بافت‌ها در برابر جریانهای الکتریکی است. این روش با این فرض که ۷۳٪ از توده فاقد چربی بدن از آب تشکیل شده است، میزان آب کل بدن را اندازه گیری می‌کند.

هزینه کم، سرعت اندازه گیری بالا وذعدم نیاز به تخصص فنی خاص، این روش را به گزینه‌ای جذاب برای اندازه گیری ترکیبات بدنی، به ویژه در تحقیقات اپیدمیولوژیک تبدیل کرده است. با این حال، دقت روش تجزیه و تحلیل امپدانس بیوالکتریک به عوامل متعددی بستگی دارد، و در نتیجه، احتمالاً کم اعتبارترین روش سنجش بادی کامپوزیشن بین سایر روشهای ذکر شده در این مقاله است.

روش تجزیه و تحلیل امپدانس بیوالکتریک برای تخمین کل آب بدن، بر توده فاقد چربی و توده سلولی بدن و معادلات تجربی متکی است. این معادلات از جنسیت، سن، وزن، قد و نژاد به عنوان متغیر استفاده می‌کنند. بنابراین، برای اینکه این روش به عنوان یک معیار معتبر برای ترکیبات بدنی استفاده شود، باید معادله صحیح بر اساس این عوامل استفاده گردد.

اعتبار این روش در برخی از جمعیت‌ها مورد تردید قرار دارد، به ویژه در افراد چاق و در بیمارانی که ممکن است توزیع مایع بدنشان متغیر باشد، مانند افرادی که دچار تورم هستند.

همانگونه که گفته شد، داده‌های BIA تحت‌تاثیر وضعیت آب بدن قرار دارد و اگرچه استاندارد کردن مصرف مایعات در ساعات قبل از آزمایش ممکن است این اثرات را کاهش دهد، اما در تحقیقات فعلی استانداردسازی یا حداقل گزارشی مبنی بر انجام آن وجود نداشته است.

این ممکن است در ورزشکاران نیز صادق باشد، زیرا پژوهش‌ها نشان داده‌اند که ورزش منجر به‌عدم دقت درنتایج اندازه گیری ترکیبات بدنی با روش تجزیه و تحلیل امپدانس بیوالکتریک و همچنین تغییر در میزان آب بدنی می‌گردد؛ در نتیجه، این روش ممکن است به علت تغییرات ترکیبات بدنی و نیز به دلیل نوسانات در وضعیت آب بدن، روش مناسبی پس از تمرین نباشد.

مشکلات مربوط به تست بادی کامپوزیشن

اندازه گیری ترکیب بدنی یک روش سنجش تخمینی است. همانطور که قبلا ذکر شد، هزینه و عملکرد تست‌های بادی کامپوزیشن بسیار متفاوت است. هر روش در اهداف و کاربردهای خاصی کاربرد دارد و این وظیفه پزشک یا کاربر است که به مزایا و معایب هر روش واقف باشد.

یکی دیگر از مسائل مربوط به این تست‌ها این است که تمرکز بیشتر افراد بر روی مقادیر چربی است. همانطور که قبلاً نیز اشاره شد، تفاوت در مقادیر، در روش‌های مختلف می‌تواند قابل توجه باشد. تفاوت در روش ارزیابی، میتواند بر وضعیت فیزیولوژیکی ورزشکار و سایر شاخص‌های ارزیابی وی و در نتیجه بر روی نتایج کلی تأثیرگذار باشد.

بهتر است به جای تمرکز صرف بر روی مقدار چربی بدنی، بیشتر بر روی استانداردسازی روش‌های اندازه گیری و رصد تغییرات در طول بازه زمانی، که اهمیت بسیاری در عملکرد ورزشکاران می‌تواند داشته باشد، متمرکز شد.

تحقیقات آتی

با توسعه معیارهای ترکیبات بدنی، اندازه گیری‌های دقیق‌تر توده چربی و توده فاقد چربی را می‌توان در ورزشکاران مختلف انجام داد. این بدان معناست که تحقیقات آتی باید با هدف تعیین موارد زیر انجام گیرند:

  • تعیین شاخص‌های ترکیبات بدنی برای طیف وسیع‌تری از ورزش‌ها، از جمله تفاوت‌های وضعیتی در ورزش‌هایی که ممکن است به‌طور قابل‌توجهی متفاوت باشند.
  • چگونگی تاثیر عملکرد هر یک از ترکیبات بدنی بر روی عملکرد هر یک از ورزش ها.
  • جنبه‌هایی از سبک زندگی یک ورزشکار که ممکن است بر ترکیبات بدنی وی تأثیر بگذارد، و نحوه استانداردسازی این عوامل برای بهبود دقت اندازه گیری.

نتیجه گیری

ابزارهای متعددی برای ارزیابی ترکیبات بدنی در دسترس متخصصانند که هر کدام دارای هزینه، دسترسی و دقت متفاوتی در هر گروه از افراد هستند. درک مزایا و محدودیت‌های هر روش و نحوه بهترین استفاده از آن در عمل، اهمیت بسزایی دارد. اکثر ابزارهای ارزیابی در کاربردهای مختلف مفید هستند و می‌توان با استانداردسازی مناسب قبل از تست، دقت هر یک را بهبود بخشید.

تهیه و ترجمه: elmevarzesh.com